انتظار  

اتاقم پر از تنهایست،پر از بوی انتظار روزانه .مثل پایان تلخ یک زندگی میماند انتظار،کسی چه میداند شاید انقدرها هم مسئله بزرگی نباشد چند ساعت نبودن.اما دل است دیگر منطق که سرش نمیشود خودت که آمدی حاليش کن‌.
معصومه حسین زاده
(سپیده_حسینی)

ادامه مطلب  

فتنه ی 88 (متفاوت ترین پست این وب)  

از کجا شروع شد ... اهان نه نه نه نه بزارم من بگم از اون جایی شروع شد که بعد انتخابات بوی دماغ سوخته بلند شد و اقای احمی نژاد کاندیدای جبهیه اصولگرا رای اورد ......
توووووووو ببببببببوووووووق و کرنا کردن که رای مارو دزدیدن دارن باهاش پووز میدن اخه یکی نی بگه ایییین همه تفتاوت بین ارا کجا میشه دزدی کرد اخههههه.
یه کم گذشت و چند روزی شلوغ بازی کردن تا این که اون وریا میدونید که کیارو میگم اره دقیقا همون امریکا و همون روباه پیر داخلی ها معترض رو کردن ع

ادامه مطلب  

548  

یه نفر پیدا شده، یعنی بچه ها یه نفر رو پیدا کردن که حاضره توی قضیه acm کمک کنه، منم باهاش وارد مذاکره شدم، متاسفانه خیلی علاقمند به نظر می رسه! و من اصلا نمی شناسمش، اصلا از وقتی اومدم تهران این دفعه دیگه قطعی تصمیم گرفته بودم تابستون نمونم، از طرفی اگه طرف اینقدر پایه است و واقعا چیز حاليش باشه می ارزه... نمی دونم، خدایا! آخه چی کار کنم؟!
دارم سعی می کنم آمار بخونم و همزمان تلگرام و پیازا و یک دو جین شبکه اجتماعی دیگه رو هر دو دقیقه یه بار چک می کن

ادامه مطلب  

روزای آخر  

امروز داشتم برمیگشتم خونه،یه نیازمندی بین این همه ادما که در حال عبور بودن راه افتاد دنبال ما :) گفتش میشه یک قرآن(ازون قرآن تو جیبی ها) ازم بخرید؟عیده و میخوام لباس بخرم برا خواهرم؟...نمیخواستم زیاد اصرار کنه،سریع گفتم چشم باشه چقدره؟گفت هر چی دادین،هر چی گشتم دو هزاری پیدا نکردم،گفتم اشکالی نداره ی پنج هزاری میدم خدا خیرم بده D: ،پولو دادم و گفتم الان خیلی حتما خوشحال میشه :))دعا کرد و دیدم دوباره داره میاد دنبالم میگه توروخدا میخوام برا خوا

ادامه مطلب  

پلکان هفتاد و پنجم: باید حرف میزدم...  

یا راحم العبرات...
*تا حالا افطارتون رو با کباب کوبیده باز کردید؟!اگه نکردید کل عمرتون در فناست!شرمنده امشب رو از دست دادید، در انتخاب کبابی هم دقت کنید و از نون زیر کباب هم غافل نشوید!
**امروز تصمیم گرفته بودم که ییهو برم دم خونه زیبا و غافلگیرش کنم و بریم پارک قیطریه قدم بزنیم!اما تماس یه دوست دیگه غافلگیرم کرد!نمیتونم خشم وحشتناک صبحم رو انکار کنم...کلا که به گریه آدمها حساسم اگه از سر نامردی باشه دیگه بدتر...این دوست عزیز، امسال تصمیم گرفته ب

ادامه مطلب  

زندگی برا مردم  

از امروز تمرین میکنیم که برای خودمان زندگی کنیم نه سایرین .
 برای مردم زندگی نکنیم! چرا؟به دلایل زیر:
شما هر چه قدر هم پیشرفت کنید،به درجات والای انسانیت هم برسید بازهم مردم در مورد شما قضاوت میکنند، و پشت سر شما حرف میزنند،اگر بالباس های گران قیمت بیرون بروید یا با یک ماشین مدل بالا میگویند “دزد” است و اگر با لباس های ارزان بیرون روید میگویند “گدا” است .
پیامبر خدا هم باشید باز هم در مورد شما قضاوت میکنند و حتی برخی از افراد دشمن شما میشون

ادامه مطلب  

جعفر صابری/ عشق یا ترس  

جعفر صابری/ عشق یا ترس
 
عشق یا ترس
زن خجل بود و مرد شرمنده از بیان بعضی جمله ها و من غوطه ور در خاطرات نوجوانی ،یادم هست کلاس  پنجم دبستان بودیم که نمایش نامه ای را در سالن مدرسه اجراء می کردیم قرار بود بلیط نمایش نامه ها را بین مدارس دیگر بفروشیم و من با طرحی که دادم قرارشد به شاگرد اول  مدارس دیگر بلیط رایگان بدهیم و می دانستم دختری که دوست دارم شاگرد نمونه کدام مدرسه است وبه همراه دوستم  یک دسته بلیط را بردیم برای مدرسه آنها و به مدیرشان تو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1