اینا دیگه کین بابا  

میگن نامه هامونو فلانی سانسور کرد حرفاهمون به گوشش نرسه!!!!
اين جماعت قبلا یه نظراتی میدادن ما هی سعی می کردیم بهشون بفهمونیم اين حرفا مال عصر حجره الان کاربرد نداره نگو که اينا کلا توی عصر سنگ و خر و الاغ زندگی می کنن اصلا نمیفهمن ما چی میگیم. توی اين عصر کسی خودش روی رسانه چنبره زده باشه و بخواد حرف مردمو بشنوه ولی حرفا به گوشش نرسه اونم توی عصر شبکه های اجتماعی!!؟؟؟ 
چی فرض میکنن ملتو؟

ادامه مطلب  

اینا دیگه کین بابا  

میگن نامه هامونو فلانی سانسور کرد حرفاهمون به گوشش نرسه!!!!
اين جماعت قبلا یه نظراتی میدادن ما هی سعی می کردیم بهشون بفهمونیم اين حرفا مال عصر حجره الان کاربرد نداره نگو که اينا کلا توی عصر سنگ و خر و الاغ زندگی می کنن اصلا نمیفهمن ما چی میگیم. توی اين عصر کسی خودش روی رسانه چنبره زده باشه و بخواد حرف مردمو بشنوه ولی حرفا به گوشش نرسه اونم توی عصر شبکه های اجتماعی!!؟؟؟ 
چی فرض میکنن ملتو؟

ادامه مطلب  

اینا دیگه کین بابا  

میگن نامه هامونو فلانی سانسور کرد حرفاهمون به گوشش نرسه!!!!
اين جماعت قبلا یه نظراتی میدادن ما هی سعی می کردیم بهشون بفهمونیم اين حرفا مال عصر حجره الان کاربرد نداره نگو که اينا کلا توی عصر سنگ و خر و الاغ زندگی می کنن اصلا نمیفهمن ما چی میگیم. توی اين عصر کسی خودش روی رسانه چنبره زده باشه و بخواد حرف مردمو بشنوه ولی حرفا به گوشش نرسه اونم توی عصر شبکه های اجتماعی!!؟؟؟ 
چی فرض میکنن ملتو؟

ادامه مطلب  

اینا دیگه کین بابا  

میگن نامه هامونو فلانی سانسور کرد حرفاهمون به گوشش نرسه!!!!
اين جماعت قبلا یه نظراتی میدادن ما هی سعی می کردیم بهشون بفهمونیم اين حرفا مال عصر حجره الان کاربرد نداره نگو که اينا کلا توی عصر سنگ و خر و الاغ زندگی می کنن اصلا نمیفهمن ما چی میگیم. توی اين عصر کسی خودش روی رسانه چنبره زده باشه و بخواد حرف مردمو بشنوه ولی حرفا به گوشش نرسه اونم توی عصر شبکه های اجتماعی!!؟؟؟ 
چی فرض میکنن ملتو؟

ادامه مطلب  

اینا دیگه کین بابا  

میگن نامه هامونو فلانی سانسور کرد حرفاهمون به گوشش نرسه!!!!
اين جماعت قبلا یه نظراتی میدادن ما هی سعی می کردیم بهشون بفهمونیم اين حرفا مال عصر حجره الان کاربرد نداره نگو که اينا کلا توی عصر سنگ و خر و الاغ زندگی می کنن اصلا نمیفهمن ما چی میگیم. توی اين عصر کسی خودش روی رسانه چنبره زده باشه و بخواد حرف مردمو بشنوه ولی حرفا به گوشش نرسه اونم توی عصر شبکه های اجتماعی!!؟؟؟ 
چی فرض میکنن ملتو؟

ادامه مطلب  

.14.  

دیشب یهویی گفته بود؛میگم که.. دلم واست کوچولو شدهتنها حسی که اون لحظه داشتم ناباوری بودمیم؟از اين حرفا؟محاله ممکنه...میمی که وقتی از روابط دوستامو عشقولیاشون واسش میگم کلی میخنده و مسخره میکنه، اينجور حرفی ازش محال ترین بودیا مثلا عزیزجان گفتناش...اوایل عاشششششق عزیزم گفتناش بودم؛اما بعدش فهمیدم یکی از تکه کلاماشه...اين که بعد از کلی؛ کلی ینی خیلییییه خیلیییییی اصن؛ رو خودت کار کنی، احساسات رو کنترل کنی بشی همونی که حساش کمرنگ تر شدن،بش

ادامه مطلب  

.14.  

دیشب یهویی گفته بود؛میگم که.. دلم واست کوچولو شدهتنها حسی که اون لحظه داشتم ناباوری بودمیم؟از اين حرفا؟محاله ممکنه...میمی که وقتی از روابط دوستامو عشقولیاشون واسش میگم کلی میخنده و مسخره میکنه، اينجور حرفی ازش محال ترین بودیا مثلا عزیزجان گفتناش...اوایل عاشششششق عزیزم گفتناش بودم؛اما بعدش فهمیدم یکی از تکه کلاماشه...اين که بعد از کلی؛ کلی ینی خیلییییه خیلیییییی اصن؛ رو خودت کار کنی، احساسات رو کنترل کنی بشی همونی که حساش کمرنگ تر شدن،بش

ادامه مطلب  

.14.  

دیشب یهویی گفته بود؛میگم که.. دلم واست کوچولو شدهتنها حسی که اون لحظه داشتم ناباوری بودمیم؟از اين حرفا؟محاله ممکنه...میمی که وقتی از روابط دوستامو عشقولیاشون واسش میگم کلی میخنده و مسخره میکنه، اينجور حرفی ازش محال ترین بودیا مثلا عزیزجان گفتناش...اوایل عاشششششق عزیزم گفتناش بودم؛اما بعدش فهمیدم یکی از تکه کلاماشه...اين که بعد از کلی؛ کلی ینی خیلییییه خیلیییییی اصن؛ رو خودت کار کنی، احساسات رو کنترل کنی بشی همونی که حساش کمرنگ تر شدن،بش

ادامه مطلب  

.14.  

دیشب یهویی گفته بود؛میگم که.. دلم واست کوچولو شدهتنها حسی که اون لحظه داشتم ناباوری بودمیم؟از اين حرفا؟محاله ممکنه...میمی که وقتی از روابط دوستامو عشقولیاشون واسش میگم کلی میخنده و مسخره میکنه، اينجور حرفی ازش محال ترین بودیا مثلا عزیزجان گفتناش...اوایل عاشششششق عزیزم گفتناش بودم؛اما بعدش فهمیدم یکی از تکه کلاماشه...اين که بعد از کلی؛ کلی ینی خیلییییه خیلیییییی اصن؛ رو خودت کار کنی، احساسات رو کنترل کنی بشی همونی که حساش کمرنگ تر شدن،بش

ادامه مطلب  

.14.  

دیشب یهویی گفته بود؛میگم که.. دلم واست کوچولو شدهتنها حسی که اون لحظه داشتم ناباوری بودمیم؟از اين حرفا؟محاله ممکنه...میمی که وقتی از روابط دوستامو عشقولیاشون واسش میگم کلی میخنده و مسخره میکنه، اينجور حرفی ازش محال ترین بودیا مثلا عزیزجان گفتناش...اوایل عاشششششق عزیزم گفتناش بودم؛اما بعدش فهمیدم یکی از تکه کلاماشه...اين که بعد از کلی؛ کلی ینی خیلییییه خیلیییییی اصن؛ رو خودت کار کنی، احساسات رو کنترل کنی بشی همونی که حساش کمرنگ تر شدن،بش

ادامه مطلب  

حرفا دارد و این حرفا نمی آید رو کاغذ...رو عنوان...تو وبلاگ....!  

در جمع شلوغ...در جمع خیلی شلوغ....تنهاتر از تنها...یکی از ریشه های شالش را گرفته بود...گلویش میسوخت...چشمش میسوخت..دلش میسوخت....سر بلند میکرد خیره میشد به شادی های افراد...برای گلی که ازمون زد....به ساعت تگاه میکرد...هشت تا یازده شب کلاس داشتن و نمیتوانست برود...از مسافرت ها و جمع های اينچنینی بیزار بود....با التماس و حسرت خیره شده بود به عمه اش که میخواست برود شیفت...دلش میخواست از جمعی که درش تنهایی به خوبی حس میشد فرار کند...خبرهای بدی که اين روزها میرس

ادامه مطلب  

حرفا دارد و این حرفا نمی آید رو کاغذ...رو عنوان...تو وبلاگ....!  

در جمع شلوغ...در جمع خیلی شلوغ....تنهاتر از تنها...یکی از ریشه های شالش را گرفته بود...گلویش میسوخت...چشمش میسوخت..دلش میسوخت....سر بلند میکرد خیره میشد به شادی های افراد...برای گلی که ازمون زد....به ساعت تگاه میکرد...هشت تا یازده شب کلاس داشتن و نمیتوانست برود...از مسافرت ها و جمع های اينچنینی بیزار بود....با التماس و حسرت خیره شده بود به عمه اش که میخواست برود شیفت...دلش میخواست از جمعی که درش تنهایی به خوبی حس میشد فرار کند...خبرهای بدی که اين روزها میرس

ادامه مطلب  

حرفا دارد و این حرفا نمی آید رو کاغذ...رو عنوان...تو وبلاگ....!  

در جمع شلوغ...در جمع خیلی شلوغ....تنهاتر از تنها...یکی از ریشه های شالش را گرفته بود...گلویش میسوخت...چشمش میسوخت..دلش میسوخت....سر بلند میکرد خیره میشد به شادی های افراد...برای گلی که ازمون زد....به ساعت تگاه میکرد...هشت تا یازده شب کلاس داشتن و نمیتوانست برود...از مسافرت ها و جمع های اينچنینی بیزار بود....با التماس و حسرت خیره شده بود به عمه اش که میخواست برود شیفت...دلش میخواست از جمعی که درش تنهایی به خوبی حس میشد فرار کند...خبرهای بدی که اين روزها میرس

ادامه مطلب  

حرفا دارد و این حرفا نمی آید رو کاغذ...رو عنوان...تو وبلاگ....!  

در جمع شلوغ...در جمع خیلی شلوغ....تنهاتر از تنها...یکی از ریشه های شالش را گرفته بود...گلویش میسوخت...چشمش میسوخت..دلش میسوخت....سر بلند میکرد خیره میشد به شادی های افراد...برای گلی که ازمون زد....به ساعت تگاه میکرد...هشت تا یازده شب کلاس داشتن و نمیتوانست برود...از مسافرت ها و جمع های اينچنینی بیزار بود....با التماس و حسرت خیره شده بود به عمه اش که میخواست برود شیفت...دلش میخواست از جمعی که درش تنهایی به خوبی حس میشد فرار کند...خبرهای بدی که اين روزها میرس

ادامه مطلب  

دلگیرم از همه:(  

از بعد نتایج کنکور تا حالا انواع و اقسام حرفا رو شنیدم از دوست، آشنا، غریبه، بقال سر کوچه حتی(!)...بعضی میگن اين دختر اگه ۲۰۰و خورده ای شده بود میرفت دانشگاه دروغ میگه، بعضی میگن پرتوقع و از خود راضی هستی هاروارد میخوای! ...عاخه تو کی هستی که هاروارد میخوای؟ ، بعضی میگن... از اين قبیل حرفا ناراحت نيستم اصلا چون پارسال هم گفتن و فقط خودشون سبک شدن:)
اما واقعا از آدمای اينجا دلگیرم نه از اونایی که نصیحت کردن...از اونایی که توهین کردن:|
مثلا گفتن:خب تو

ادامه مطلب  

دلگیرم از همه:(  

از بعد نتایج کنکور تا حالا انواع و اقسام حرفا رو شنیدم از دوست، آشنا، غریبه، بقال سر کوچه حتی(!)...بعضی میگن اين دختر اگه ۲۰۰و خورده ای شده بود میرفت دانشگاه دروغ میگه، بعضی میگن پرتوقع و از خود راضی هستی هاروارد میخوای! ...عاخه تو کی هستی که هاروارد میخوای؟ ، بعضی میگن... از اين قبیل حرفا ناراحت نيستم اصلا چون پارسال هم گفتن و فقط خودشون سبک شدن:)
اما واقعا از آدمای اينجا دلگیرم نه از اونایی که نصیحت کردن...از اونایی که توهین کردن:|
مثلا گفتن:خب تو

ادامه مطلب  

دلگیرم از همه:(  

از بعد نتایج کنکور تا حالا انواع و اقسام حرفا رو شنیدم از دوست، آشنا، غریبه، بقال سر کوچه حتی(!)...بعضی میگن اين دختر اگه ۲۰۰و خورده ای شده بود میرفت دانشگاه دروغ میگه، بعضی میگن پرتوقع و از خود راضی هستی هاروارد میخوای! ...عاخه تو کی هستی که هاروارد میخوای؟ ، بعضی میگن... از اين قبیل حرفا ناراحت نيستم اصلا چون پارسال هم گفتن و فقط خودشون سبک شدن:)
اما واقعا از آدمای اينجا دلگیرم نه از اونایی که نصیحت کردن...از اونایی که توهین کردن:|
مثلا گفتن:خب تو

ادامه مطلب  

دلگیرم از همه:(  

از بعد نتایج کنکور تا حالا انواع و اقسام حرفا رو شنیدم از دوست، آشنا، غریبه، بقال سر کوچه حتی(!)...بعضی میگن اين دختر اگه ۲۰۰و خورده ای شده بود میرفت دانشگاه دروغ میگه، بعضی میگن پرتوقع و از خود راضی هستی هاروارد میخوای! ...عاخه تو کی هستی که هاروارد میخوای؟ ، بعضی میگن... از اين قبیل حرفا ناراحت نيستم اصلا چون پارسال هم گفتن و فقط خودشون سبک شدن:)
اما واقعا از آدمای اينجا دلگیرم نه از اونایی که نصیحت کردن...از اونایی که توهین کردن:|
مثلا گفتن:خب تو

ادامه مطلب  

210|اس ام اس خنده دار  

من ی پسر عمو دارو چن وخت پیش ی پرایده قراضه(غرازه.قراظه)خریده بود
اصلنم بهش اهمیت نمیداد.همشم میگفت اين ماشینه خیلی ب درد نخوره و اين حرفا
دیشب بهش میگم چ خبر از ماشین ب درد نخورت؟
میگه منظورت لامبورگینیمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من :-||||
لامیورگینی:-////
پسر عموم :-))))

ادامه مطلب  

210|اس ام اس خنده دار  

من ی پسر عمو دارو چن وخت پیش ی پرایده قراضه(غرازه.قراظه)خریده بود
اصلنم بهش اهمیت نمیداد.همشم میگفت اين ماشینه خیلی ب درد نخوره و اين حرفا
دیشب بهش میگم چ خبر از ماشین ب درد نخورت؟
میگه منظورت لامبورگینیمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من :-||||
لامیورگینی:-////
پسر عموم :-))))

ادامه مطلب  

210|اس ام اس خنده دار  

من ی پسر عمو دارو چن وخت پیش ی پرایده قراضه(غرازه.قراظه)خریده بود
اصلنم بهش اهمیت نمیداد.همشم میگفت اين ماشینه خیلی ب درد نخوره و اين حرفا
دیشب بهش میگم چ خبر از ماشین ب درد نخورت؟
میگه منظورت لامبورگینیمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من :-||||
لامیورگینی:-////
پسر عموم :-))))

ادامه مطلب  

210|اس ام اس خنده دار  

من ی پسر عمو دارو چن وخت پیش ی پرایده قراضه(غرازه.قراظه)خریده بود
اصلنم بهش اهمیت نمیداد.همشم میگفت اين ماشینه خیلی ب درد نخوره و اين حرفا
دیشب بهش میگم چ خبر از ماشین ب درد نخورت؟
میگه منظورت لامبورگینیمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من :-||||
لامیورگینی:-////
پسر عموم :-))))

ادامه مطلب  

210|اس ام اس خنده دار  

من ی پسر عمو دارو چن وخت پیش ی پرایده قراضه(غرازه.قراظه)خریده بود
اصلنم بهش اهمیت نمیداد.همشم میگفت اين ماشینه خیلی ب درد نخوره و اين حرفا
دیشب بهش میگم چ خبر از ماشین ب درد نخورت؟
میگه منظورت لامبورگینیمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من :-||||
لامیورگینی:-////
پسر عموم :-))))

ادامه مطلب  

194|اس ام اس خنده دار  

دقت کردین برای ما کارمندا که بوی ماه مهر و اين حرفا خیلی فرقی نمی کنه در
عوض یه معضل بزرگ با اومدن پاییز داریم اونم تغییر ساعت رسمیه. تازه دو سه
روزه به تغییر ساعت توی فروردین عادت کرده بودمااااا
کیا مثل من با اين قضیه مشکل دارن؟؟؟؟؟؟

ادامه مطلب  

194|اس ام اس خنده دار  

دقت کردین برای ما کارمندا که بوی ماه مهر و اين حرفا خیلی فرقی نمی کنه در
عوض یه معضل بزرگ با اومدن پاییز داریم اونم تغییر ساعت رسمیه. تازه دو سه
روزه به تغییر ساعت توی فروردین عادت کرده بودمااااا
کیا مثل من با اين قضیه مشکل دارن؟؟؟؟؟؟

ادامه مطلب  

194|اس ام اس خنده دار  

دقت کردین برای ما کارمندا که بوی ماه مهر و اين حرفا خیلی فرقی نمی کنه در
عوض یه معضل بزرگ با اومدن پاییز داریم اونم تغییر ساعت رسمیه. تازه دو سه
روزه به تغییر ساعت توی فروردین عادت کرده بودمااااا
کیا مثل من با اين قضیه مشکل دارن؟؟؟؟؟؟

ادامه مطلب  

194|اس ام اس خنده دار  

دقت کردین برای ما کارمندا که بوی ماه مهر و اين حرفا خیلی فرقی نمی کنه در
عوض یه معضل بزرگ با اومدن پاییز داریم اونم تغییر ساعت رسمیه. تازه دو سه
روزه به تغییر ساعت توی فروردین عادت کرده بودمااااا
کیا مثل من با اين قضیه مشکل دارن؟؟؟؟؟؟

ادامه مطلب  

194|اس ام اس خنده دار  

دقت کردین برای ما کارمندا که بوی ماه مهر و اين حرفا خیلی فرقی نمی کنه در
عوض یه معضل بزرگ با اومدن پاییز داریم اونم تغییر ساعت رسمیه. تازه دو سه
روزه به تغییر ساعت توی فروردین عادت کرده بودمااااا
کیا مثل من با اين قضیه مشکل دارن؟؟؟؟؟؟

ادامه مطلب  

194|اس ام اس خنده دار  

دقت کردین برای ما کارمندا که بوی ماه مهر و اين حرفا خیلی فرقی نمی کنه در
عوض یه معضل بزرگ با اومدن پاییز داریم اونم تغییر ساعت رسمیه. تازه دو سه
روزه به تغییر ساعت توی فروردین عادت کرده بودمااااا
کیا مثل من با اين قضیه مشکل دارن؟؟؟؟؟؟

ادامه مطلب  

مریم  

یه چند ساعتی بود که نرفته بودم تلگرام.قفل گوشیمو باز کردم.تلگرامو زدم.گروه منو دو تا دوستامو باز کردم خشکم زد!
وقتی خبر سرطانشو شنیدم گفتم حتما خیلی جدی نيست و اونجا با اون همه امکانات درمانش میکنن و اين حرفا.ولی وقتی شنیدم فوت کرده اصلا باااااورم نمیشد!یه احساس حسرت بی انتها!!!انگار خواهرمو از دست دادم...جز معدود ادمایی شد که برای مرگشون گریه کردم.حیف واقعا!خیلی حیف...

ادامه مطلب  

مریم  

یه چند ساعتی بود که نرفته بودم تلگرام.قفل گوشیمو باز کردم.تلگرامو زدم.گروه منو دو تا دوستامو باز کردم خشکم زد!
وقتی خبر سرطانشو شنیدم گفتم حتما خیلی جدی نيست و اونجا با اون همه امکانات درمانش میکنن و اين حرفا.ولی وقتی شنیدم فوت کرده اصلا باااااورم نمیشد!یه احساس حسرت بی انتها!!!انگار خواهرمو از دست دادم...جز معدود ادمایی شد که برای مرگشون گریه کردم.حیف واقعا!خیلی حیف...

ادامه مطلب  

مریم  

یه چند ساعتی بود که نرفته بودم تلگرام.قفل گوشیمو باز کردم.تلگرامو زدم.گروه منو دو تا دوستامو باز کردم خشکم زد!
وقتی خبر سرطانشو شنیدم گفتم حتما خیلی جدی نيست و اونجا با اون همه امکانات درمانش میکنن و اين حرفا.ولی وقتی شنیدم فوت کرده اصلا باااااورم نمیشد!یه احساس حسرت بی انتها!!!انگار خواهرمو از دست دادم...جز معدود ادمایی شد که برای مرگشون گریه کردم.حیف واقعا!خیلی حیف...

ادامه مطلب  

مریم  

یه چند ساعتی بود که نرفته بودم تلگرام.قفل گوشیمو باز کردم.تلگرامو زدم.گروه منو دو تا دوستامو باز کردم خشکم زد!
وقتی خبر سرطانشو شنیدم گفتم حتما خیلی جدی نيست و اونجا با اون همه امکانات درمانش میکنن و اين حرفا.ولی وقتی شنیدم فوت کرده اصلا باااااورم نمیشد!یه احساس حسرت بی انتها!!!انگار خواهرمو از دست دادم...جز معدود ادمایی شد که برای مرگشون گریه کردم.حیف واقعا!خیلی حیف...

ادامه مطلب  

مریم  

یه چند ساعتی بود که نرفته بودم تلگرام.قفل گوشیمو باز کردم.تلگرامو زدم.گروه منو دو تا دوستامو باز کردم خشکم زد!
وقتی خبر سرطانشو شنیدم گفتم حتما خیلی جدی نيست و اونجا با اون همه امکانات درمانش میکنن و اين حرفا.ولی وقتی شنیدم فوت کرده اصلا باااااورم نمیشد!یه احساس حسرت بی انتها!!!انگار خواهرمو از دست دادم...جز معدود ادمایی شد که برای مرگشون گریه کردم.حیف واقعا!خیلی حیف...

ادامه مطلب  

مریم  

یه چند ساعتی بود که نرفته بودم تلگرام.قفل گوشیمو باز کردم.تلگرامو زدم.گروه منو دو تا دوستامو باز کردم خشکم زد!
وقتی خبر سرطانشو شنیدم گفتم حتما خیلی جدی نيست و اونجا با اون همه امکانات درمانش میکنن و اين حرفا.ولی وقتی شنیدم فوت کرده اصلا باااااورم نمیشد!یه احساس حسرت بی انتها!!!انگار خواهرمو از دست دادم...جز معدود ادمایی شد که برای مرگشون گریه کردم.حیف واقعا!خیلی حیف...

ادامه مطلب  

مریم  

یه چند ساعتی بود که نرفته بودم تلگرام.قفل گوشیمو باز کردم.تلگرامو زدم.گروه منو دو تا دوستامو باز کردم خشکم زد!
وقتی خبر سرطانشو شنیدم گفتم حتما خیلی جدی نيست و اونجا با اون همه امکانات درمانش میکنن و اين حرفا.ولی وقتی شنیدم فوت کرده اصلا باااااورم نمیشد!یه احساس حسرت بی انتها!!!انگار خواهرمو از دست دادم...جز معدود ادمایی شد که برای مرگشون گریه کردم.حیف واقعا!خیلی حیف...

ادامه مطلب  

مریم  

یه چند ساعتی بود که نرفته بودم تلگرام.قفل گوشیمو باز کردم.تلگرامو زدم.گروه منو دو تا دوستامو باز کردم خشکم زد!
وقتی خبر سرطانشو شنیدم گفتم حتما خیلی جدی نيست و اونجا با اون همه امکانات درمانش میکنن و اين حرفا.ولی وقتی شنیدم فوت کرده اصلا باااااورم نمیشد!یه احساس حسرت بی انتها!!!انگار خواهرمو از دست دادم...جز معدود ادمایی شد که برای مرگشون گریه کردم.حیف واقعا!خیلی حیف...

ادامه مطلب  

مریم  

یه چند ساعتی بود که نرفته بودم تلگرام.قفل گوشیمو باز کردم.تلگرامو زدم.گروه منو دو تا دوستامو باز کردم خشکم زد!
وقتی خبر سرطانشو شنیدم گفتم حتما خیلی جدی نيست و اونجا با اون همه امکانات درمانش میکنن و اين حرفا.ولی وقتی شنیدم فوت کرده اصلا باااااورم نمیشد!یه احساس حسرت بی انتها!!!انگار خواهرمو از دست دادم...جز معدود ادمایی شد که برای مرگشون گریه کردم.حیف واقعا!خیلی حیف...

ادامه مطلب  

مریم  

یه چند ساعتی بود که نرفته بودم تلگرام.قفل گوشیمو باز کردم.تلگرامو زدم.گروه منو دو تا دوستامو باز کردم خشکم زد!
وقتی خبر سرطانشو شنیدم گفتم حتما خیلی جدی نيست و اونجا با اون همه امکانات درمانش میکنن و اين حرفا.ولی وقتی شنیدم فوت کرده اصلا باااااورم نمیشد!یه احساس حسرت بی انتها!!!انگار خواهرمو از دست دادم...جز معدود ادمایی شد که برای مرگشون گریه کردم.حیف واقعا!خیلی حیف...

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1