سگ و گربه  

یه مثل یا شاسدم حکایت قدیمی هست در مورد سگ و گربه و صفتهای این دوتا
 
میگن وقتی که ولی سگ (صاحب و دوسدارش)، بهش حسابی محبت میکنه و غذا میده، سگ با خودش میگه، این خیلی منو دوس داره، این یا خدای منه یا عاشق منه
 
ولی وقتی صاحب و دوسدار گربه خیلی بهش محبت کنه، گربه با خودش میگه، این خیلی منو دوس داره که این همه بهم محبت میکنه، حتما من خدای اونم که این همه دوستم داره 
 
حکایت آدمایی که بهشون عشق میورزیم.. پاسخ قلبشون یکی از این دو صفته
تو خود بخوان حدی

ادامه مطلب  

متفاوت‌ترین دیپلمات جهان  

سفارت انگلیس در اردن به تازگی اقدام به استخدام یک گربه به نام لورانس عبدون با عنوان دیپلمات جدید و موش گیر ارشد کرده است. از ویژگی های خاصی که این گربه دارد، می توان به داشتن صفحه توئیتر و ارسال تصاویر از طریق این صفحه به پیج گربه ای مستقر در وزارت خارجه پالمرستون بوده که احتمالا این کارها توسط مسئول مدیریت صفحه لورنس عبدون صورت می گیرد.
گزارش‌هایی نیز وجود دارد مبنی بر اینکه صفحه توییتر توسط خود عبدون کنترل می شود که البته بسیار جای تعجب دا

ادامه مطلب  

اصالت بهتـر است یا تربیت خانوادگی ؟  

روزی شاه عباس در اصفهان به خدمت عالم زمانه "شیخ بهائی" رسید پس از سلام و احوالپرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع " اصالت ذاتیِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان؟شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من "اصالت" ارجح است. و شاه بر خلاف او گفت : شک نکنید که "تربیت" مهم تر است.بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند. بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند.فردای آن

ادامه مطلب  

و این بار مجید  

خیلی خب انگار ملت بیکار دوباره یه سوژه پیدا کردن. از بس که سوژه کمه. مجید! مجید!!!تا حالا گربه ندیدن اینا؟؟ نفس بکشی کنار یه گربه نیگات میکنه. انگار برا بعضیا تازگی داره  یه عده بدبختر از این ملت بیکار هم اومدن میگن اینا همش  سیاست های کشورهای غربی و اتاقای فکر و از این مزخرفات هستش. چی رو به چی ربط میدی داداش؟؟ 

ادامه مطلب  

به حرف گربه سیاه باران نمی بارد  

بسم الله الرحمن الرحیممیدانید قدیم ها برای چه برف و باران زیاد می آمد؟برای اینکه ما بچه ها برای اینکه مدرسه تعطیل شود دعا میکردیم کاشکه یه برف حسابی بیاد مدرسه تعطیل بشهاما الان چیبچه ها دعا میکنند کاشکه آلودگی هوا بره بالا مدرسه ها تعطیل بشهآقایان هم هر چه میخواهند دعا و نماز باران بخوانندتا وقتی امر به معروف نمیکنید و نهی از منکر نمی کنید و این بساط بخور بخور و اختلــا س بر پاست به دعای گربه سیاه باران نمی آید ..نکته دان.

ادامه مطلب  

گربه  

ستون مهره‌ها
گربه مانند بیشتر پستانداران دارای ۷ مهره گردنی، ۱۳ مهره صدری یا مهره‌های پشت سینه، (انسان دارای ۱۲ مهره صدری است)، ۷ مهره کمری (انسان دارای ۵ مهره کمری است) و ۳ مهره خاجی (مهره‌های قرار گرفته در قسمت انتهایی بدن که انسان به علت نوع ایستادن دارای ۵ مهره از این نوع است) است. البته «گربه مانکس» ۲۲ یا ۲۳ مهره دمی (انسان دارای ۳ تا ۵ مهره دمی است) دارد. تعداد بیشتر مهره‌ها در کمر و سینه گربه در مقایسه با انسان باعث انعطاف‌پذیری و تحرک

ادامه مطلب  

کتاب سال هزاروسیصد وهشتاد/ یکشنبه 18 آذر  

دوست دارم بروم خانه یا بهتر بگویم کلبۀ یک ساحره.
بروم آنجا روی نیمکتی چوبی بنشینم و هم زدن دیگ بزرگ جوشانش را نگاه کنم. نگاه کنم که موش ها پچ پچ کنان در رفت و آمدند و گربه ای سیاه کنار پنجره با افسردگی به بیرون خیره شده. ترس و هیجان را کنار بگذارم برای گربه و بروم بطرف دیگ! پیرزن لبخندی آشنا بزند و ملاغه اش را به سمت من بیاورد. می خوای؟ خوب شده، بخور! (و من خوشمزه ترین سوپ کدوی عمرم را کنار آن جادوگر خوردم)

ادامه مطلب  

مرد بودن در این جهان دردی ست  

سایه ، مترسک و سایه
گربه های حریص همسایه
سایه هایی که در صف یک بانک
بانک های سقوط  سرمایه …
سایه سایه ، مترسک و سایه
مردهای عمیق صد لایه
مردهای بدل شده به درد
دردهای حقیر و بی مایه
مرد بودن در این جهان دردی ست
مثل درد کشیدن ِ…( ناخن!)
مثل وقتی که دست من خالی ست
مثل وقتی که دست تو پای ِ ↓
آسمان را به فقر می بندد
و خیابان به درد می خندد

و خیابان صدای هار سگ
جیغ ترمز و انفجار سگ
جیغ ترمز… و همهمه… مردم…
عکس…پوستر… و انتشار سگ
جیغ ترمز… و شایعه د

ادامه مطلب  

10:31  

از همون اولشم شما ادم معمولیا با من متفاوت بودید از همون اولم ازتون عنم میگرفت 
این بچه گربه هارو مظلوم و بی سرپناه و گرسنرو با سنگ میزدید منم هعی حرص میخوردم داد میزدم نزنید مادر جنده ها 
بعد یه توله ادم میدید غش میکردید براش نیشتون باز میکردید عنشو واسه ادویه میریختید تو غذا
+ هنوزم همون مادر حنده اید :)

ادامه مطلب  

گاهی  

گاهی اوقات قرارست که در پیله ی دردنم نمک " شاپرکی " خوشگل و زیبا بشوى
گاهی انگارضروری ست بِگندی درخود تا مبدل به " شرابی " خوش و گیرا بشوی
گاهی ازحمله ی یک گربه ، قفس میشکندتا تو پرواز کنی ، راهی صحرا بشوی
گاهی از خار گل سرخ برنجی بد نیستباعث مرگ گل سرخ مبادا بشوی
گاهی ازچاه قرارست به زندان برویآخر قصه هم آغوش زلیخا بشوى ...

ادامه مطلب  

پیشت  

امروز وقتى از اتوبوس پیاده مى شدم مردى رو دیدم که براى صدا کردن زنش از قسمت زنونه اتوبوس مى گفت: پیشت، پیشت! فکر کردم گربه شو داره صدا مى کنه. ولی بعد دیدم یه خانوم از اتوبوس پیاده شد. فکر می کردم این مردا منقرض شده باشن ولی گویا هنوز هستن... 

ادامه مطلب  

تغییر ساعت جلسه و دستور جلسهء سه شنبه 11 مهر نود و شش  

با سلام خدمت دوستان هم داستان به اطلاع می رساند جلسه در ششماه دوم سال یک ساعت زودتر، یعنی ساعت 16 شروع می شود.دستور جلسهء روز سه شنبه، 11 مهرجلسه در ساعت 16 (چهار بعداز ظهر) شروع می شود.نیم ساعت اولیه معرفی کتب مطالعه شده. یک ساعت بعد نقد داستان «گربه در پارک» نیم ساعت نهایی، بداهه نویسی بر اساس موقعیت.

ادامه مطلب  

یک روز به یاد ماندگی با فرزندان اشکنانی  

نام برنامه: بازدید دبستان استثنایی امید همراه با قصه گویی و کتابخوانی
شهرستان: لامرد نام کتابخانه: قائمیه اشکنان
زمان:13/09/1396
جامعه مخاطب برنامه(جامعه هدف): دانش آموزان دبستان استثنایی امید
معرفی مختصر برنامه: برنامه دیدار دانش آموزان از کتابخانه ها همیشگی است اما حضور دانش آموزان استثنایی که ناتوانی های ذهنی یا بدنی دارند شیرینی های خاص خودش را برای دو طرف دارد . در این جلسه که برای سال دوم و برای سومین بار در مقاطع مختلف سال تکرار می شود قص

ادامه مطلب  

سـپـَر ِ بــــلا ...  

 


  بسم الله الرحمن الرحیم  



 




 



 
سـپـَر ِ بــــلا ... 
 
 

 

 

 

 
 

 

ادامه مطلب  

وقتی در کنار رویاهامی چشمام همه جا رو مثل خودت قشنگ می بینن  

دیروز پیرمرد مهربون بهم یه فال مجانی داد اون مهربون ترین فال فروش اون جاست آخ با اون کلاه آبیش موهای سفیدش و چشمایی که کم بیناست با این حجم آدرس حتما دفعه ی بعد که اومدین شیراز ازش فال بگیرین دستش سبکه عزیزم درست رو به روی مرقد تو به عشقت می رسی انکارش نکن وای خدا خودت دیدی که چه قدر جیغ کشیدیم یادم نرفته دو چیز خواستم که به هر دوش رسیدم نه اون جور که باید ولی بهترین هدیه ها رو تو بهم دادی دیدن طلوع خورشید و فال حافظ دیروز از یه کافه بیرون زدیم ب

ادامه مطلب  

برم نماز بخونم :)  

دیروز رفتیم چهارباغ، میخواستم یه روسری بگیرم که خوشم نیومد از روسری ها.بعدش رفتیم شهر کتاب ارگ جهان نما.انقدر خوب بود انقدر خوب بووود که دلم میخواست ساعتها اونجا باشم حیف که باید زود میرفتم.کلی کتاب و ماگ و مجسمه و پیکسل و خلاصه کلی چیزای خوشگل. 
کتاب زن همسایه رو گرفتم و دو تا چسب کوچولوی خیلی خوشگل با طرحای برج ایفل و گربه.
امروز هم داشتم آمار میخوندم و یه دور خوندم اما باید دور بعدی رو با دقت تر بخونمش. 
و اینکه مشتاااقم برای بسته سوپرایزی

ادامه مطلب  

بساطــ اتاقــــ عملـــــ ...  

پارسال یه گربه تو حیاط ما بساط اتاق عمل رو پشت درختای حیاط راه انداختُ، دو تا بچه آورد که از اونجایی که خیلی مسئولیت پذیر بود ولشون کرد رفت:| ... یکیشون بعد چن روز رفت اما اون یکی همش سر صدا میکرد. یه شب شامم رو آوردم تو اتاق یکم گوشت و سیب زمینی گوجه و ... رفتم جلو پنجره اونم اومد... منم از سیب زمینی دادم بهش! عجب میخوره هااااا بعد یکم از گوجه دادم خواستم از خیارشورم بدم گفتم معدش ترش میکنه :) ... یه از اون گوشت بده ی خاصی تو چشاش بود ... ولی کور خوندی داد

ادامه مطلب  

بساطــ اتاقــــ عملـــــ ...  

پارسال یه گربه تو حیاط ما بساط اتاق عمل رو پشت درختای حیاط راه انداختُ، دو تا بچه آورد که از اونجایی که خیلی مسئولیت پذیر بود ولشون کرد رفت:| ... یکیشون بعد چن روز رفت اما اون یکی همش سر صدا میکرد. یه شب شامم رو آوردم تو اتاق یکم گوشت و سیب زمینی گوجه و ... رفتم جلو پنجره اونم اومد... منم از سیب زمینی دادم بهش! عجب میخوره هااااا بعد یکم از گوجه دادم خواستم از خیارشورم بدم گفتم معدش ترش میکنه :) ... یه از اون گوشت بده ی خاصی تو چشاش بود ... ولی کور خوندی داد

ادامه مطلب  

بساطــ اتاقــــ عملـــــ ...  

پارسال یه گربه تو حیاط ما بساط اتاق عمل رو پشت درختای حیاط راه انداختُ، دو تا بچه آورد که از اونجایی که خیلی مسئولیت پذیر بود ولشون کرد رفت:| ... یکیشون بعد چن روز رفت اما اون یکی همش سر صدا میکرد. یه شب شامم رو آوردم تو اتاق یکم گوشت و سیب زمینی گوجه و ... رفتم جلو پنجره اونم اومد... منم از سیب زمینی دادم بهش! عجب میخوره هااااا بعد یکم از گوجه دادم خواستم از خیارشورم بدم گفتم معدش ترش میکنه :) ... یه از اون گوشت بده ی خاصی تو چشاش بود ... ولی کور خوندی داد

ادامه مطلب  

بساطــ اتاقــــ عملـــــ ...  

پارسال یه گربه تو حیاط ما بساط اتاق عمل رو پشت درختای حیاط راه انداختُ، دو تا بچه آورد که از اونجایی که خیلی مسئولیت پذیر بود ولشون کرد رفت:| ... یکیشون بعد چن روز رفت اما اون یکی همش سر صدا میکرد. یه شب شامم رو آوردم تو اتاق یکم گوشت و سیب زمینی گوجه و ... رفتم جلو پنجره اونم اومد... منم از سیب زمینی دادم بهش! عجب میخوره هااااا بعد یکم از گوجه دادم خواستم از خیارشورم بدم گفتم معدش ترش میکنه :) ... یه از اون گوشت بده ی خاصی تو چشاش بود ... ولی کور خوندی داد

ادامه مطلب  

بساطــ اتاقــــ عملـــــ ...  

پارسال یه گربه تو حیاط ما بساط اتاق عمل رو پشت درختای حیاط راه انداختُ، دو تا بچه آورد که از اونجایی که خیلی مسئولیت پذیر بود ولشون کرد رفت:| ... یکیشون بعد چن روز رفت اما اون یکی همش سر صدا میکرد. یه شب شامم رو آوردم تو اتاق یکم گوشت و سیب زمینی گوجه و ... رفتم جلو پنجره اونم اومد... منم از سیب زمینی دادم بهش! عجب میخوره هااااا بعد یکم از گوجه دادم خواستم از خیارشورم بدم گفتم معدش ترش میکنه :) ... یه از اون گوشت بده ی خاصی تو چشاش بود ... ولی کور خوندی داد

ادامه مطلب  

بساطــ اتاقــــ عملـــــ ...  

پارسال یه گربه تو حیاط ما بساط اتاق عمل رو پشت درختای حیاط راه انداختُ، دو تا بچه آورد که از اونجایی که خیلی مسئولیت پذیر بود ولشون کرد رفت:| ... یکیشون بعد چن روز رفت اما اون یکی همش سر صدا میکرد. یه شب شامم رو آوردم تو اتاق یکم گوشت و سیب زمینی گوجه و ... رفتم جلو پنجره اونم اومد... منم از سیب زمینی دادم بهش! عجب میخوره هااااا بعد یکم از گوجه دادم خواستم از خیارشورم بدم گفتم معدش ترش میکنه :) ... یه از اون گوشت بده ی خاصی تو چشاش بود ... ولی کور خوندی داد

ادامه مطلب  

بساطــ اتاقــــ عملـــــ ...  

پارسال یه گربه تو حیاط ما بساط اتاق عمل رو پشت درختای حیاط راه انداختُ، دو تا بچه آورد که از اونجایی که خیلی مسئولیت پذیر بود ولشون کرد رفت:| ... یکیشون بعد چن روز رفت اما اون یکی همش سر صدا میکرد. یه شب شامم رو آوردم تو اتاق یکم گوشت و سیب زمینی گوجه و ... رفتم جلو پنجره اونم اومد... منم از سیب زمینی دادم بهش! عجب میخوره هااااا بعد یکم از گوجه دادم خواستم از خیارشورم بدم گفتم معدش ترش میکنه :) ... یه از اون گوشت بده ی خاصی تو چشاش بود ... ولی کور خوندی داد

ادامه مطلب  

یادی از مادر کلاه قرمزی به مناسبت سالگرد «دنیا فنی زاده»  

به گزارش خبر فوری، فردا 8 دی ماه اولین سالگرد فوت «دنیا فنی‌زاده» عروسک‌ گردان کلاه قرمزی است.او دو دهه زندگی را با هنر فوق‌العاده ش خنده بر لب کودکان و بزرگسالان آورد. دنیا
فنی‌زاده هنرمند تئاتر عروسکی و عروسک‌گردان «کلاه قرمزی» که از سرطان رنج
می‌برد، سرانجام صبح ۸ دی‌ماه در بیمارستان از دنیا رفت.دنیا فنی‌زاده
متولد ۲۰ آبان ۱۳۴۶ فرزند پرویز فنی‌زاده (بازیگر) بود. از او چندی قبل در
گفت‌وگویی، پرسیده بودند که "اگر کلاه‌قرمزی باشد و

ادامه مطلب  

سروده هاي خراباتي و لوطيانه /حاجممد كورد/دكترمحمدقدمي بانه  

میسوزم و میسوزی ای یار گران! ،سنگین@در راه مدارا گر فتحی بشود ؛رنگین!//سروده های خراباتی و لوطیانه//حاجممد كورد/بانه(دكترمحمدقدمی٢/١٠/٩٦
 
ببر را گویید :آزار ،كم كن و دل ریش ،بس!//تا كه دستت را نبستم همچو گربه در قفس!
ای یل پنجه شكن!؛ دست در دستم منه!//چون یدالله دست بستم!؛ور نه بستانم نفس!!///
اشعار لوطیانه حاج ممد كورد(دكترقدمی /بانه٢/١٠/٩٧
 
پیری آمد شبحش نیك گرفته سر را/لیك ما دل ز جوانی به عنایت بردیم//سروده های عرفانی و لوطیانه حاجممد كورد/دكترق

ادامه مطلب  

Damage Evaluation  

شب
بویینگ هفتصد و هفت. نسبتا قدیمی. صدای هامممممم بیش از حد بلند است.
ساعت سه
یک موبد بودایی نشسته. حرکاتش آرام و پیوسته هستند. الکل نمینوشد و علاقه ای به چیز دیگری هم نشان نمیدهد. ناراحت است. شاید از اینکه اسم میمون را گذاشتند مانکی. از پوچی ناشی از تضاد ارزش های چند هزار ساله با طنز تلخ دو نام. 
دیشب 
ده دقیقه ای زود رسیدم. توی ماشین نشستم و آهنگ گوش کردم. جوری رفتم که سر وقت آنجا باشم. رستوران فرانسوی بود نه ایتالیایی. لعنتی. البته این را زودتر

ادامه مطلب  

نارنگی  

یک ساعتی میشه که اب یک نارنگی پریده توی گلوم و هنوزم ول کنم نیست صدای خروپف و سرفه همسر از اتاق و صدای میو میو گربه و بازی کردنش با دستگیره در به همراه مزه ترش اب نارنگی ته حلقم خواب رو از سرم پرونده ولی همین باعث شد مشق بهره وریم تموم بشه فقط چند تا پاورپوینت ناقابل مونده که باید صبح زود بشینمو تمومش کنم امروز کلی دعوت نامه مجازی فرشتادم برلی جشن روز جمعه تو فزهنگسرا بعد از یک ماه تمرین بچه ها و کلی دوندگی موفق شدم حشن شب یلدا رو راه بندازم خیل

ادامه مطلب  

دم‌عصایی یا میرکات  

میرکات حیوانی است که همیشه می خواهد به اطراف خود دید کامل داشته باشد و هرچی گیرش بیاد میره بالاش وایمیسته تا همه جا رو خوب دید بزنه 
دم‌عصایی یا میرکت ( به آفریکانس: Meerkat ) پستانداری کوچک و گوشتخوار است که در تیره خدنگ قرار دارد.
معنی واژه میرکات در زبان هلندی ، گربه دریاچه است، با این همه دم‌عصایی‌ها در زمین‌های خشک و مراتع آفریقا و نه در باتلاق‌ها زندگی می‌کنند.
آنها هنگامی که بخواهند اطراف خود را برای در امان ماندن از شکارچیان در نظر بگی

ادامه مطلب  

در حاشیه تلگرام...  

پیام وارده:
باعرض سلام وخسته نباشید
******* هستم از اعضای کانالتون

ممنون از کانال خوبتون
ببخشید من خیلی دوست دارم بعنوان همکار براتون پست بزارم
گفتم اگه میشه بپزیرید
هر سمتی باشه مشکلی نیست
حقوق هم هر چه دوست دارید بدید.
پیام صادره:
سلام علیکم آقای *******
خوشحال هستیم که توانسته ایم رضایت شما را جلب کنیم.
بسیار خوشحال می شویم که تحلیل های مناسب در موضوعات مختلف را برای ما بفرستید. اما متاسفانه با توجه به مضیقه مالی که امروزه گریبان بخش های مختلف

ادامه مطلب  

ترافیک (تیک تاک)  

متن شعر آهنگ:
وضیعت واقعا که داغونهبارونم بیاد زرتى قفلهراننده اقا یا راننده خانومهکى کى گفته که بنزین مفتهدل من نداره دیگه تابانگار داره پاره میشه کیسه ابتجویز پزشکا سر صبى ژلوفنبوق بوق اژیر جا سمفونى بتوونعمرا جامو مفت بدم اونسپر به سپر از پشت بچسبونفحش بدن به همو قفل فرمون من،اونا،مردم،پلیس،تخمه،دندونبیخ تا بیخ باندو لاستیکراه فرار از پشت امبولانس شیکسلامتى استهلاکسیک میره موتور یه نصفه باکترافیک ترافیک خیلى خوبهراننده رو ترمز هى

ادامه مطلب  

کتاب های 10دی 96  

و امروز دهم است روزی از ماه دی ماه سال 96 با تعدادی کتاب خوب برای معرفی مختصر مه روی هر عنوان کلیک کنی به صفحه خرید کتاب لینک خواهی شد.
که در سال دو هزار و ده چاپ شده می باشد.کتاب افق  اثر توسط
پاتریک مودیانو نوشته و به دست حسین سلیمانی نژاد ترجمه شده است.که چاپ آن
بر عهده ی نشر چشمه بوده است.پاتریک مودیانو در این کتاب که توضیحاتی موجز و
شگفت آور از بیست و یک سال نخست سرنوشتش بوده وصف می نماید که چطور در سال
هزار و نهصد و پنجاه و نه و در سن چهارده

ادامه مطلب  

دق نگاه  

از سفر برگشته ای و در حال و هوای سفری هنوز. یک جور هپروت، یک جور لبخندی ناشی از خیال آن همه زیبایی، در فضایی دگر سیر میکنی. الکی خوشی. خود را با مردمان شهر بیگانه میبینی هنوز. چرا اینقدر عجله دارند؟ چرا درنگی نیست؟ در هپرپتی که یک لحظه میبینی، کلی کار و مسئولیت ریخت بر سرت. بر گُرده ات سنگینی کرد. « داداش ، یالله، بجنب، عجله کن از هپروت بدرآ وگرنه نمی‌توانی، این همه را جمع و جور کنی, گفته باشم ها»
دقیقا این جمله بالا حرفهای ندای درونم بود.
پس به

ادامه مطلب  

شیر  

شیر (نام علمی: Panthera leo) پستانداری گوشتخوار از سردهٔ پلنگ‌مانندهای خانوادهٔ گربه‌سانان است. با بدنی بزرگ که وزنش در میان نرها گاه به ٢۵٠ کیلوگرم می‌رسد؛ این جانور نیرومند دومین عضو بزرگ‌جثهٔ سردهٔ خود پس از ببر است. شیر به خاطر بدن بزرگ و هیبت و چالاکیش در هنگام شکار لقب «سلطان جنگل» را به خود گرفته؛ اگرچه بیشتر در مناطق ساوانایی آفریقا زندگی می‌کند و تنها تعداد کمی از آن در جنگل گیر در هندوستان یافت می‌شوند. آن‌ها طعمه‌های گون

ادامه مطلب  

جلسه با گربه نره و روباه مکار!  

امروز صبح ساعت 6 بیدار شدم و راه افتادیم رفتیم سیصد کیلومتر اون ورتر یه جلسه مهم!
حالا این جلسه چی بود؟!
بنده بودیم و یکی از همکاران شریف بنده!
یک نفر از بچه های مجهول الهویه یا همون مردان ایکس هم بود. 
طرف حساب ما کی بود؟ یه نفر از این شیخ های باحال!
ما در اصل برادر ایکس رو می بردیم با این شیخ آشنا کنیم و از اون ور برادر ایکس واسمون امتیازاتی از نهاد بوووووووووووووووق بگیره!
من هم که میدونستم شیخ مورد نظر به تای کت و شلوار و چین چروک و این چیزا بس

ادامه مطلب  

هانسِ دلقک  

وقتی اون گربه یِ لعنتی داش ژست می گرفت که بپره روم ... من از گربه ها خوشم نمیاد _ اون میخواست بپره روم،میخواس چنگ بزنه رو صورتم،میخواس بپره رو ظرفِ غذام_
_ گربه ها زیادن،تو نباید از گربه ها بترسی،هموفوبیایِ گربه فقط یه تلقینِ مزخرفه.
مهم نیست که روزمره می نویسم،مهم اینه که انرژیم تحلیل رفته،نرفته؟ 
من به اندازه یِ کافی جریحه دار هستم،هانسِ دلقک،مالیخولیایِ وحشتناکت بهت کمک می کنه تا دلقکِ معرکه ای باشی،من هانسو می فهمم،خوندنِ دیالوگایِ محش

ادامه مطلب  

سبزِ سبزی ریشه داری.  

سروین: شده تا حالا بخوای بری جایی که تنها باشی یا لااقل کسی نباشه که تو رو بشناسه و تو بخوای زندگی جدیدی اونجا داشته باشی؟من: آره! خیلی! اصلاً حتی اینکه این همه [در بیان ادبی] میگم دوست دارم برم روی ماه و پاهام رو آویزون کنم و زمین رو ببینم به همین دلیل ه فقط!سروین: بیا ببرمت یه جایی حال و هوات عوض بشه!من: کجا؟ من: سرویـــــن [قلبی که در چشمانش بازتاب می‌یابد] چه جای خوبی!سروین: اینجا دریم‌لند تو عه! ببین همه‌چی داره! گل داره، مرغ داره، گربه داره! [

ادامه مطلب  

سبزِ سبزی ریشه داری.  

سروین: شده تا حالا بخوای بری جایی که تنها باشی یا لااقل کسی نباشه که تو رو بشناسه و تو بخوای زندگی جدیدی اونجا داشته باشی؟من: آره! خیلی! اصلاً حتی اینکه این همه [در بیان ادبی] میگم دوست دارم برم روی ماه و پاهام رو آویزون کنم و زمین رو ببینم به همین دلیل ه فقط!سروین: بیا ببرمت یه جایی حال و هوات عوض بشه!من: کجا؟ من: سرویـــــن [قلبی که در چشمانش بازتاب می‌یابد] چه جای خوبی!سروین: اینجا دریم‌لند تو عه! ببین همه‌چی داره! گل داره، مرغ داره، گربه داره! [

ادامه مطلب  

فرهنگ حیوان دوستی ، یا نگهداری حیوان؟  

فرهنگ حیوان دوستی ، یا نگهداری حیوان؟
من با قفس کردن حیوان از هر نوعش رابطه ای ندارم ،چه  این قفس چهارگوشه ای سیمی و فلزی باشد  که پرنده ای در آن زندان شده است و چه چهار دیواری به نام آپارتمان که سگ یا گربه و...در آن زندان هستند.
من حیات وحش  را بیشتر دوست دارم  تا  حیاط وحش، من به حقوق حیوانات و زندگی در زیستگاه  طبیعی آنان بیشتر عشق می ورزم، من  پرواز که حق طبیعی پرنده است را بیشتر دوست دارم تا قفسی که سیم های اطرافش طلایی است،من واق واق کردن س

ادامه مطلب  

روزانه های یک دزد خرما  

+ آنا خوبی؟ بسته ام به دستت رسید؟ زلزله ی گور به گور شده را چه می کنید؟+ دیروز پریروز راه افتاده بودم بانک های سراسر شهر را زیر پا گذاشتن. هدفم این بود که تمام حسابهای بانکی بلاتکلیفی که مادرم در خردسالی مان برایم باز کرده بود ببندم و همه را یکی کنم. کار پسندیده ایست. از این کارها برای فرزندانتان انجام دهید. می پرسید چرا؟ خب برای مثال من در دو تا از این بانک ها برنده ی جایزه شده بودم و خب چه چیزی خوشمزه تر از پول بادآورده؟ هر چقدر کم که می خواهند ب

ادامه مطلب  

1955، هاپکینزوایل ایالت کنتاکی  

1955، هاپکینزوایل ایالت کنتاکی، آمریکا... موش و گربه بازی موجودات ناشناس با ساکنان یک روستای کوچک..... آنها از کجا آمده بودند؟


در روز 21 آگوست 1955 اتفاق عجیبی در منطقه روستایی،بخش کریستین، ایالت کنتاکی افتاد، خانواده سوتون که در روستای هاپکینزوایل زندگی می کردند بسیار با هم ارتباط نزدیکی داشتند و معمولا شب ها به دید و بازدید همدیگر می رفتند، در آن شب خانواده کلی مهمان خانواده سوتون بودند، یکی از اعضای خانواده بنام جان برای آوردن آب از چاه به ب

ادامه مطلب  

1955، هاپکینزوایل ایالت کنتاکی  

1955، هاپکینزوایل ایالت کنتاکی، آمریکا... موش و گربه بازی موجودات ناشناس با ساکنان یک روستای کوچک..... آنها از کجا آمده بودند؟


در روز 21 آگوست 1955 اتفاق عجیبی در منطقه روستایی،بخش کریستین، ایالت کنتاکی افتاد، خانواده سوتون که در روستای هاپکینزوایل زندگی می کردند بسیار با هم ارتباط نزدیکی داشتند و معمولا شب ها به دید و بازدید همدیگر می رفتند، در آن شب خانواده کلی مهمان خانواده سوتون بودند، یکی از اعضای خانواده بنام جان برای آوردن آب از چاه به ب

ادامه مطلب  

1955، هاپکینزوایل ایالت کنتاکی  

1955، هاپکینزوایل ایالت کنتاکی، آمریکا... موش و گربه بازی موجودات ناشناس با ساکنان یک روستای کوچک..... آنها از کجا آمده بودند؟


در روز 21 آگوست 1955 اتفاق عجیبی در منطقه روستایی،بخش کریستین، ایالت کنتاکی افتاد، خانواده سوتون که در روستای هاپکینزوایل زندگی می کردند بسیار با هم ارتباط نزدیکی داشتند و معمولا شب ها به دید و بازدید همدیگر می رفتند، در آن شب خانواده کلی مهمان خانواده سوتون بودند، یکی از اعضای خانواده بنام جان برای آوردن آب از چاه به ب

ادامه مطلب  

1955، هاپکینزوایل ایالت کنتاکی  

1955، هاپکینزوایل ایالت کنتاکی، آمریکا... موش و گربه بازی موجودات ناشناس با ساکنان یک روستای کوچک..... آنها از کجا آمده بودند؟


در روز 21 آگوست 1955 اتفاق عجیبی در منطقه روستایی،بخش کریستین، ایالت کنتاکی افتاد، خانواده سوتون که در روستای هاپکینزوایل زندگی می کردند بسیار با هم ارتباط نزدیکی داشتند و معمولا شب ها به دید و بازدید همدیگر می رفتند، در آن شب خانواده کلی مهمان خانواده سوتون بودند، یکی از اعضای خانواده بنام جان برای آوردن آب از چاه به ب

ادامه مطلب  

255 : ترسیدم  

نوشته بود وقتایی که ناراحتم بیخیالم نمیشه
مثه کنه میچسبه بهم و میگه بگو چته
ولی من هیچ وقت بهش نمیگم
چون دلم نمیخواد احساسات دختری مثله اون
با روحیه قشنگِ گل گلی رو خراب کنم
خواستم بگم
آخه مسلمون
تو چی میدونی از احساسات یخ زدهِ این روزام...
چی میدونی از حرفا و نوشته هایی که دیگه نه رنگ و بوی گل گلی دارن و نه حال و حوصله قشنگ کنارِ هم چیده شدن
میگفت اگه تو نبودی
اگه چشمای گربه ایت نبود 
من هیچ وقت به دنیای دخترانه ام برنمیگشتم
اونجا دقیقا همون وق

ادامه مطلب  

هالی گولایتلی؟ بله (یادداشت عصر جمعه)  

هدف این بود که سر ظهر ساعت دوازده دست به عمل فوق العاده ی پست گذاشتن بزنم، ولی با خودم گفتم (مدل دوبله های گلوری) هی، چرا موکول نکنم به عصر؟ می دونی چند وقته عصر جمعه پست نذاشتی فرزند؟ اولند: وای خدایا خداوندا امتحانا تموم شد، بالاخره یازدهمین سال تحصیل رو بوسیدم و روش یه پتوی کت و کلفت مامانی کشیدم که در بّر گرمای اواخر خرداد-اوایل تیر بسوزه و آتیش بگیره و بعدشم به خاطر اینکه خیلیم باهام بد تا نکرد و حواسش بهم بود، از خاکسترش قنقنوس دربیاد و

ادامه مطلب  

بازگشت همه به سوی اوست.  

 
از وقتی یادم میاد همیشه لبخند میزد و مهربون بود و مهمون دوست. آخرین تصویری هم که ازش یادمه اینه : اون قدیما توی یه صبح تمیز و سالم در تهران ، توی یه منطقه با خونه های حیاط دار قدیمی ، خونه ی پیرمرد انتهای کوچه بود ، دیوار های حیاطش پر از پیچک های رونده بود ، حیاطش پر از گلدون های گل بود و یه حوض که توش ماهی قرمزای شیطون دختر پیرمرد بود و البته یه گربه که همیشه لب چینه به ماهی ها نگاه میکرد ، اما از پیرمرد خجالت می کشید نمیگم می ترسید ، چون پیرمرد

ادامه مطلب  

میزان مهریه متعارف جامعه  

میزان مهریه متعارف جامعهمیزان مهریه متعارف جامعه.مهریه یا همان صداق و هدیه ای می باشد که مرد به همسرش تقدیم می کند برای احترام و ارزشی که برای همسر خود قائل می شود مهریه ها می توانند هرچیزی باشند که باید حتما میزان و مقدار آن در عقد نامه ذکر شوددر نوشته های قبل مطالبی در مورد قانون مهریه سال ۹۶،انواع مهریه در حقوق ایران و قانون جدید مهریه در سال ۹۶ ارائه دادیم.یک نکته قابل توجه برای شما عزیزان این می باشد که اگر مهریه سکه باش

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1