خاطرات بهترین سفر  

سلام میدونم یکم دیر وقته 
۵و ۴٧ دقیقه ی صبحه ک قراره مطلبم بنویسم 
ولی خب چ کنیم ک ربع ساعته رسیدم خوابگاه 
داستان سفر من از ١۴.٩.٩۶ شروع شد 
از وقتیکه شب قبلش ن من درست درمون خوابيدم و ن عاغایی

ادامه مطلب  

ی شبهای هست……  

یک شبهایی در زندگی ات هست که هر کاری کنی روشنایی صبح را ببینی نمیشود...
مدام ساعت را نگاه میکنی و میبینی هنوز شب است...
مدام غلت میزنی از این سمت تخت به آن سمت...
نه این که از سرِ بی خوابي خوابت نبرد..نه...
اتفاقا جسمت خسته و کوفته است
اما فکر و خیال
 غصه و بغض
امانت را میبُرد..
یک شبهایی هست 
که صبح نمیشود
که صبح نمیشود
که صبح نمیشود...

ادامه مطلب  

برنامه روزانه این روز های من  

ساعت 8.15 تا 9 اماده شدن و رسیدن به داروخانه
ساعت 9تا 1 مشغول در داروخانه
ساعت 1 تا 1.30در راه
ساعت 1.5تا2.15 نهار و در راه خوابگاه
ساعت 2.15 تا 3.40 استراحت و خواب
ساعت 3.40 تا 4.30 در راه داروخانه
ساعت 4.30تا 8 داروخانه
ساعت 8 تا 8.30 در راه خوابگاه
ساعت 8.30 به بعد برنامه شام و استراحت
ساعت 12.30 تا 8.15 خواب
 

ادامه مطلب  

بی‌خوابی  

جدیدا انقدر در طول روز خسته می‌شوم که کمی بی‌خوابي مزمنی که دارم درمان شده است.
البته من گاهی آن بی‌خوابي را دوست داشتم. شبها در سکوت و حس خوبی هست که فقط تو بیدار باشی و تا دوردستها صدای کسی نمی‌آید.
 پشت بام خوابگاه طبقه هشتم
 

ادامه مطلب  

رویــا!  

+امروز یه کیسه ی پر از دسته چک پیدا کرده بودیم خیلی خوب بود انقد خوشحال بودم که دیگه میتونم هرکاری بخوام انجام بدم اولویت اولم هم لباس خریدن بود که همیشه دوست دارم ولی اول رفتیم واسه شوهری کفش بخریم یکی از این سگ کوچولو خوشگلا میپرید منو گاز بگیره ولی فروشنده نزاشت خیلی رویای شیرینی بود فقط حیف که ساعت یازده صبح بود و با زنگ شوهری جا پریدم باقی خریدامون موند واسه بعد
بعضی وقتا انقد خواب هام رویاییه که تا چند وقت با فکرشم خوشم
+سوتی جدیدی که پر

ادامه مطلب  

روزگار  

دلم آشفته‌ی آن مایه‌ی نازست هنوزمرغ پر سوخته در پنجه‌ی بازست هنوزجان به لب آمد و لب بر لب جانان نرسیددل به جان آمد و او بر سر نازست هنوزگرچه بیگانه ز خود گشتم و دیوانه ز عشقیار، عاشق‌كش و بیگانه‌نواز است هنوزخاك گردیدم و بر آتش من آب نزدغافل از حسرت ارباب نیاز است هنوزگرچه هر لحظه مدد مى‌دهدم چشم پر آبدل سودازده در سوز و گداز است هنوزهمه خفتند به غیر از من و پروانه و شمعقصه‌ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوزگرچه رفتى ز دلم حسرت روى تو نرفتدر

ادامه مطلب  

خسته ام  

بعد نوشت : خستگیم تقصیر آرشیو نیستا ، سوتفاهم نشه . کلا خسته ام همش نمیدونم چرا ....سه چهارروزه دارم آرشیو یکی از دوستان رو میخونم ، شبا تا ۴-۵ صبح بیدارم ازونور تا ۱ظهر میخابم . این چندروز ک خونه بابا بودم ظهرا انقد بنیامین اومد بالاسر گفت خاله پاشو خاله خوابي خاله بیدارشو ک از رو رفتم و پاشدم :) دورش بگردم دوست داره همه بیدار باشن و دورهم ، وقتی یکی میره تو اتاق میاد سراغش میگه بیا بیرون خوابي پاشو . اناقو فقط برای خواب دوس داره . از دیشب ندیدمش د

ادامه مطلب  

بی خوابی  

نصفه شب هست و بی خوابي زده به سرم.ینی خوابم میومد ولی صدای خواهرم بیدارم کرد و یهو یاد خاطره های مزخرف گذشته افتادم؛نمیدونم چرا هیچی عوض نمیشه چرا نمیتونم تغییری ایجاد کنم؟یاد اون روز افتادم که دعوامون شد و سرم داد کشید گف نمیخوام یه ادم بی مصرف اینه دق من باشه

ادامه مطلب  

قهرمانان هرگز راست نمی گویند!  

از معلم خصوصی گرفته تا بهترین مشاورای تبریز بهش خدمات دادن شده رتبه تک رقمی کنکور،بعد خیلی شیک
زل میزنه تو دوربین و میگه من مشاور نداشتم کلاس فقط دوتا!!اوَوَ عَووَوَ!
روزیم همش ده ساعت میخونده روزای مدرسه پنج ساعت!بعد میانگین ساعت مطالعه هفتگیش هفتاد میشده!!!
گوسفند دروغگو!
اگه این با اون شرایط به خودش میگه درس زیاد نمیخوندم من روزی دوازذه ساعت فقط بشکن میزنم!

ادامه مطلب  

جان ماست هنوز...  

اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز                       به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز

 


ندانم از پی چندین جفا که با من کرد                           نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟

 


چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد                        به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز

 


بُتا تو روی ز من برمتاب ودستم گیر                          که در سرم ز تو آشوب و فتنه‌هاست هنوز

 


کجاست خانهٔ قاضی که در مقالت عشق                   میان عاشق و معشوق ماجراست

ادامه مطلب  

این روزها  

این روزها برنامه ام این است: ساعت 7:30 ساعت زنگ می زند. شیرینی اش به این است که تا 8 بخوابيم. با سرعت هر چه ممکن از خواب بیدار می شویم. تلویزیون را برای بیداری دلبندمان روشن می کنیم تا بیاید پای تلویزیون. بعد wc بعد صبحانه و حاضر شدن و آماده کردن کیف مدرسه اش. بردنش به مدرسه. تا ساعت حدود یک درس خواندن در کتابخانه یا در خانه. سپس ناهار و کمی استراحت و آوردن دلبند به خانه و رسیدن به وی تا شب هنگام که بخوابد و آرامشی حاکم شود و شام و سپس خواب.

ادامه مطلب  

همهء غیرت من  

آنقدر تو را الهی و آسمانی دانستم که باورم نیست کسی زمینی بپنداردت
آنقدر تو را عاشقانه دوست دارم که هرگز جز نگاه پاک به تو را بر نمی تابم
 آنقدر نگاهم به تو آسمانی است که از هرچه رنگ تعلق به جسم است، مبرا می دانم
این تقصیر تو نیست
این تقصیر دیگران نیست
این تقصیر من است!
که هفده سال بعد رفتنت، هنوز هم تو را از آن خود می دانم و هنوز با عشقی پاک دوستت دارم
دل بی گناه من که هنوووووووز عاشقانه دوستت دارد
***
نازنینم
هنوز هم تمام غیرتم هستی
هنوز هم تمام

ادامه مطلب  

کار یدی  

از اینکه ظرفیت به خرج دادید ممنونم.
نظرات باز است اغلب،
که هم منتظر تایید من نشید،
هم اینکه دور هم باشید، تا بگذره زمان
وقتی ظرفیتش هست، چرا ببندمش؟!
عصر باید پاشیم بریم اعلامیه بچسبونیم! شهر کوچیکه و هنوز کاغذ باید چسبوند به در و دیوار. روزنامه و تلگرام و الخ مد نشده هنوز.
شهرداری، نمیفهمه ممر درامدش کجاست! این یکیو هنوز نفهمیده است گویا.
خواب دم ظهر، تو سایه روشن افتاب اتاق ....
 
 
 

ادامه مطلب  

در بیان اهمیت ساعت دیجیتالی بمب!  

تا امروز و این ساعت و این دقیقه و این لحظه نه در هیچ بمب‌گذاری‌یی دست داشتم و نه حتی هیچ بمبی رو از نزدیک دیدم. ولی از صبح چیزی که ذهنم رو مشغول کرده اینه که: چطور بمب‌گذار و کسی که در واحد خنثی سازی بمب‌ کار می‌کنه به اون ساعت دیجیتالی روی بمب و زمانی که تا لحظه انفجارش باقی مونده اعتماد می‌کنن؟ بابا من زمان بچگی ساعتم رو یک ربع عقب می‌کشیدم که یک ربع بیشتر درس بخونم! یا صبح‌ برا اینکه دیرم نشه روی ساعت شیش کوکش می‌کردم که نهایت تا شیش و نی

ادامه مطلب  

اینطوریا  

خب این درسته که ما باید خودمون رو وقف هم کنیمخب خوب میدونی و به صورت ویدئو کال داری میبینی که من آخر هفته ها باید برم دانشگاه و این هفته هفته آخر هست و باید سوال در بیارم ولی از اول هفته تا الان فقط دو ساعت تونستم برای خودم باشم که سوال در بیارم اونم برای یکی از درسا چهار تا سوال در آوردمالان یک قاشق چای خوری با قاشق غذا خوری، سرد کننده خوردم، دیدم داره حرارتم بالا میره و یک ساعت پیش استرسی که روز اول بعد از جوابت بهم دست داده بود(همون روزی که بر

ادامه مطلب  

میخواهم بمیرم  

ما بدنیا آمده ایم که هم صد تا پیاز چاق و تپل و تند را بخوریم و هم صد ضربه شلاق راگاهی عاشق چنان دل معشوق ِ تازه عاشق شده را میشکند که جایی برای بند زدن نمیمانددیشب برای من چنین شد ساعت دو نیمه شب چنان دلم شکست که بعید میدانم بند بخردهنوز حالم خوش نیستتینا خانم این پیام اصلا به شما مربوط نمیشه من برای نصیب خودم مینویسم

ادامه مطلب  

امید  

دچار چند گانگی شده ام.هنوز وقتی ((پل چوبی)) را نگاه میکنم بغض میکنم، اشک از چشمانم جاری میشود و این حس ها را با خواندن اشعار حمید مصدق و حسین پناهی و همچنین گوش کردن به موزیک ((خوشبختیت آرزومه)) دارم.هنوز حس میکنم قلبم زنده است. قلبم میتپد و عشق را در وجودم پمپاژ میکند. در این سرمای غیر قابل انکار شب ها هنوز دستانم گرم است. تنم بوی وصال میدهد. پاهایم استوار قدم بر میدارد.کرخت شده ام؛ بی حس؛ بی تفاوت؛ مثل کبک که سرش را در برف فرو میکند تا مرگ اش را نب

ادامه مطلب  

لولو!  

مامان ساعت ۳:۳۰ رفت، بابا ساعت ۵:۳۰.
هانیه ساعت ۷ اومد، ساعت ۱۰ رفت، خیلی کم بود سه ساعت بعد از دوماه همو ندیدن
بعدش؟ شام خوردیم، دیدم خاله پیام داده سلام چطوری و فلان، گفتم تنهاییم، بعد خیلییی هم به فکر مامانشه ها، ولی ساعت ۱۲ شب رفته گذاشته کف دست مامانجون که ما تنهاییم امشب، مامانجون هم زنگ زده خونه ما که چرا نیومدید اینجا و درا رو قفل کنیدو کاری داشتید هروقت بود زنگ بزنیدو...خلاصه شب خوابش نمیبره که،میدونم
بعد؟ فردا صبح که بابا برگرده ما خ

ادامه مطلب  

دل تنگي 2  

عجیب دلم یكی رو میخواد كه خیلیییییییییییی باهاش حرف بزنم
دلم یك جا میخواد كه توش با ارمش بخوابم
با تمام وجودم بخوابم
سر درد نداشته باشم
دغ دغه نداشته باشم
یعنی یك روز میاد
خیلی دچاره بی انگیزگی شدم
به هیچ كس اعتماد ندارم
و خیلی خسته ام
دقیقا 4 شبه نمی دونم می خوابم یا نه
واقعا می گم
همه میدونن من نسبت به كم خوابي لوس نیستم
ولی من نمی خوابم
خسته ام
هم روحم
هم جسم
خدایا خوهش میكنم ...................
 

ادامه مطلب  

جز تو یاری نگرفتیم و، نخواهیم گرفت  

ما  بدان  قامت  و  بالا ، نگرانیم هنوز           
                                  وز غمت خون دل از دیده روانیم هنوز
جز تو یاری نگرفتیم و، نخواهیم گرفت  
                                   بر همان عهد که بودیم، برآنیم هنوز
به امید تو شبِ خویش  برآریم  به روز   
                                   آن جفا دیده که بودیم ،همانیم هنوز
ای دریغا !  که پس از آن همه جان بازیها 
                              بر سوی کوی تو، بی نام و نشانیم هنوز
دیگران وادی عشق تو به پایان بر

ادامه مطلب  

تو بی من (شادمهر عقیلی)  

متن آهنگ:
من از آینده ی بی تو
من از هر ثانیه بی تو میترسم
هنوز خیلی دوست دارم
از اینکه اینو ندونی میترسم
داری بی من کجا میری؟
از اینکه تنها بمونی میترسم
میترسم ، میترسم
برگرد عشقم ، تو بی من نمیتونی بمونی
هنوز اونقد تو رو میخوام ، که نذارم دور بمونی
برگرد عشقم ، تو بی من نمیتونی بمونی
هنوز اونقد تو رو میخوام ، که نذارم دور بمونی
برگرد عشقـــم ، برگرد عشقم
من از فردای این خونه
از هر چی که بینمونه میترسم
یه نشونست جایِ خالیت
از این نشونه میترسم
من

ادامه مطلب  

هنوز انتظار  

امروز ۲۴ آذر ماه اس... یعنی دوماه از ای یو ای میگذره.... دوباره وقت گرفتم برم پیش دکتر... 
اوایل آذر ماه رفتیم مشهد ،خیلی حال روحیم خوب شد‌. ‌اما هنوز منتظرم!  
خواهرم بارداره.... 
من هم منتظرم... 
اما.... 
توکل برخدا... جز تو کسی یاورم نیست.... 
خدایا من به معجزه ات ایمان دارم،معجزه کن‌‌‌‌‌‌‌‌...... 

ادامه مطلب  

یادداشت یازدهم : هدف گذاری کن ...  

بسم اللهقبلا نوشتم که بنا بر نقل و عقل باید خود را به چیزهای مهمی مشغول کنی تا اشتباها و از سر بیکاری به چیزهای بی اهمیت مشغول نشوی!یعنی در هر صورت جدا ازین دو حالت نیستی! یا مشغول چیزهای مهم هستی یا بیکار و الاف نشستی !و من خواستم که خودم را مشغول کنمآمدم در برگه ای نوشتم که :چند ساعت باید کار برنامه نویسی پروژه هایم را پی بگیرمدقایقی هر روز کتاب بخوانماندکی سخنرانی معنوی گوش بدهمهر شب قسمتی مستند علمی ببینمساعتی یک کار با ارزش فرهنگی را پی ب

ادامه مطلب  

پریزاد(بابک جهانبخش)  

متن شعر آهنگ:
یک آن ای جان کم نشدی در یادم شادم زان دم که بی هوا دل دادمجانه جانان آه ای پریزاد من عشقت عمریست رسیده به داد منزیبای دلخواه ای خوب همراه غرقه توست بود و نبود منجان به قربانه آن دو چشمانه مهربانت ای وجود منتو پریزادی و انگاری که رویایی و چشمات مینیاتوری ترین تصویر دنیای منهتو مثه خوابي و ای کاش منو دریابی و دریایی بسازی از شبو روزی که رویای منهتو پریزادی و انگاری که رویایی و چشمات مینیاتوری ترین تصویر دنیای منهتو مثه خوابي و ای ک

ادامه مطلب  

بارش شهابی جوزانی  

بارش شهابی جوزانی امشب را از دست ندهیبد                                                                               این بارش ساعت 22 امشب شروع می شود و تا ساعت 2 نیمه شب ادامه دارد   برای رصد کردن بارش شهابی نیاز به خیره شدن به سمت و سوی خاص نیست

ادامه مطلب  

درگیری نوشته هام  

چقدر خوب میشه اینجا رونق سابقشو داشته باشه و خواننده و نویسنده های بلگفا بیان و برن باهم در ارتباط باشن از همین شبکه !
همچنان بد تایپ میکنم :))
و اینکه مثل قدیما روزمرگی نویسیم اینقدر طولانی نیست که مجبور بشید تو چند بخش بخونیدش 
این روزا الکی درگیرم ! یعنی درگیر مسائل بیخودی ام که هی منو از راه و هدف اصلیم دور و دورتر میکنه و این فاجعه اس ! کی قراره از منجلاب در بیام واقعا !؟
مرسی که وقت میذارید میخونیدم و کامنت میدید :)
ولی خب هنوز اینقدر ترس دار

ادامه مطلب  

سومین روز و شاید .....  

امروز سومین روزه که کاملا بی خبرم.بی حوصلم.و یه دردی که نمیدونم چی میخواد از زندگی من.خوب نمیشه لعنتی.باید حتما نوبت دکتر بگیرمم.
دچار مرض نت هم شدم. مرض چک کردن دیدن و دنبال یه ردی یه نشونه ای چیزی گشتن.گاهی ازین بازی های دنیا خیلی حرصم میگیره. اول هفته اولی ساعت بیدار شدنم خیلی خوب شروع شد با یه خبر خوب کوچولو ولی اتفاق خاصی توی این هفته نیفتاد. غیر از دوشنبه. و لی الان سومین روزه که من حالت طبیعی ندارم.کلا دچار کلافگی "بعدتو" شدم. سندرم کلافگی.

ادامه مطلب  

متأثرم چرا حرم نرفته‌ام!  

 
در ایامی که امام در مدرسه علوی اقامت داشتند یک شب _ ساعت ده مورخ 19 بهمن 57 به طور ناشناس با ایشان و مرحوم شهید عراقی به زیارت حضرت عبدالعظیم(ع) رفتیم. البته قبلاً به مسئولین حرم گفته شده بود حرم را خلوت کنند.
اما آن‌ها نمی‏‌دانستند قضیه چیست؛ لذا تا مردم خبردار شدند امام زیارت‌شان را کرده بودند. امام در دو سه روز اولی که از پاریس تشریف آورده بودند فرموده بودند: «من متأثرم که در این چند روز که به ایران آمده ام هنوز به زیارت حضرت عبدالعظیم(ع) مو

ادامه مطلب  

یک کلاشینکف لطفا  

کاش قدرت این را میداشتم و مهمان پر چانه این روزهایمان را با لگد از خانه بیرون میکردم ، خانواده ما  آدمهای کم حرف و آرامی هستن و از بد روزگار بسیار هم رودربایست ، دیروز که خوشحال بودم از رفتن این مهمان پر درد سر و اتمام قرق شدن اتاقم برادرم قشون را شکست و با تعارف هایش تا ده روز دیگر بیچاره ام کرد ، خواهرهایم نیم ساعت یکبار پیش من می آیند و نفس تازه میکنند و از سر درد مینالند دوباره با خستگی میروند تا شنونده تعریف های یک من صد غاز شوند ، تازه تعر

ادامه مطلب  

کلداکس  

حالم خوب نیست. گلوم درد میكنه بشدّت. صبح که بیدار شدم یه كلداکس خوردم. ساعت شش و نیم هفت بود. الان ساعت نه و نیمه و حالا كه قراره برم كار كنم خوابم گرفته. البته یه نتیجه مفید هم داشت این قرص خوردنه، اونم اینكه كلداكس براى من حدوداً بین دو تا سه ساعت اون اثر دل انگیز گیجى و رخوت رو كه دوست دارم، بهمراه میاره. صبح س. میخواست بغلم كنه. بهش اجازه ندادم. دلایل خودمو داشتم و الان حالم بدتر از اونه كه بخوام یه داستان حال به هم زن رو تعریف كنم. الان دو تا تر

ادامه مطلب  

مافین کاکائو  

امروز ظهر هوس مافین کردم به خواهرم گفتم مافین درست کنم خواهرم هم گفت باشه درست کن
منم رفتم تو اینترنت سه ساعت دنبال طرز تهیه مافین گشتم تا یه دستور ساده و آسون پیدا کردم 
ولی مشکلی که داشت مواد لازم رو به گرم نوشته بود منم ترازوی آشپزخونه رو درآوردم و باز هم سه ساعت مواد رو اندازه
گرفتم و بعد با نام ویاد خدا شروع کردم به کار

ادامه مطلب  

ای که گفتی جان بده تا باشدت آرامِ جان / جان به غم‌هایش سپردم، نیست آرامم هنوز - غزلیّات حافظ  

روزِ اوّل رفت دینم در سرِ زلفینِ تو / تا چه خواهد شد در این سَودا سرانجامم هنوز
از خطا گفتم شبی زلفِ تو را مُشکِ خُتَن / می‌زند هر لحظه تیغی مو بر اندامم هنوز
پرتوِ رویِ تو تا در خلوتم دید آفتاب / می‌رود چون سایه هر دَم بر در و بامم هنوز
در ازل دادَه است ما را ساقیِ لعلِ لبت / جرعۀ جامی که من مدهوشِ آن جامم هنوز
ای که گفتی جان بده تا باشدت آرامِ جان / جان به غم‌هایش سپردم، نیست آرامم هنوز
 
( غزلیّات حافظ )
 
در بیت دوم : اشتباه و به معنی شهری از شهره

ادامه مطلب  

 

خــــب
٢٤ ساعت گذشت، حتى ٧٢ ساعت هم گذشت اما من همچنان همون خنثى اى كه بودم هستم :/ :دى 
فك كنم باید یه ٢٤ روزى صبر كنم شاید تغییر حاصل شد تو حالم :/
شایدم ٢٤ مـاه! :| (چه زیاد:/)
نه دیگه انصافا ٢٤ سال زیاده :/ چخبره خووو :| تصور كنید من در سن ٤٣ سالگى :دى
اره خلاصش كه مرسى كه هستید رفقا ❤️
جواب كامنتارم به شرط حیات میدهم ان شاالله
دیگه اینكه تو فكرشم شاید یه "تعطیل شد" زدم تو یه پست اینروزا :دى
انصافا دلم نمیاد كلا حذفش كنم، سخته :) 

ادامه مطلب  

آهنگ وبلاگ/ بارون از کارمندان  

یه ساله رفتی و اسمت هنوز مونده تو این گوشی
میدونم قهوه تو مثل قدیما تلخ مینوشی
میدونم شبا توی تختت کتاب شعر نمیخونی
کنار پنجره شادی با یه سیگار پنهونی
میدونم که وقتی بارون تو شب میباره بیداری
همون آهنگو گوش میدی هنوز بارونو دوست داری
میدونم که وقتی بارون تو شب میباره بیداری
همون آهنگو گوش میدی هنوز بارونو دوست داری
♪♫♪
یه ساله رفتی و عطرت هنوز مونده روی شالم
بازم ردتو میگیرن همه توی فنجون فالم
همون روزا که از فیلم و کتاب و شعر پُر بودم
یه ک

ادامه مطلب  

ساعت بازی پرسپولیس و تراکتور تغییر نکرد  

مسئولان سازمان لیگ فوتبال ایران درخواست باشگاه پرسپولیس را برای تغییر زمان بازی این تیم با تراکتور رد کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، کمیته مسابقات سازمان لیگ برتر فوتبال با درخواست تغییر زمان بازی پرسپولیس در روز جمعه مخالفت کرد.
مسئولان سازمان لیگ بطور رسمی به هر دو باشگاه پرسپولیس و تراکتورسازی تبریز، اعلام کردند این دیدار ساعت ۱۴:۳۰ جمعه برگزار می شود. پیش از این مسئولان پرسپولیس قصد داشتند زمان بازی را به ساعت ۱۶:۳۰ موکول کنند تا هوادارا

ادامه مطلب  

از دفتر خاطرات یک مطلب  

یکشنبه ساعت نه صبح:
من مطلبی هستم که هنوز به ذهن نویسنده نیامده‌ام. چهار ستون بدنم سالم سالم است و ملالی نیست جز غم دوری شما.
یکشنبه ساعت هفت عصر:
اکنون به ذهن نویسنده رسیده‌ام. نویسنده مرا در ذهن خودش طرح ریزی می‌کند. در مورد من فکر می‌کند. ستون‌هایم را قالب ریزی می‌کند و گاه به این فکر می‌کند که اصلاً نوشتن من لزومی دارد؟ خلاصه که دست به گیرنده‌های خود نزنید. ایراد از فرستنده است.
یکشنبه ده شب:
نگارنده پشت لپتاپش می‌نشیند. به جان من می‌ا

ادامه مطلب  

اینجا هم تعطیل میشه ...  

کم کم اینجا هم کم رنگ و تعطیل میشه ...
وقتی نیمه شب در وب خودت پست میذاری ....اینجا سر نمیزنی ...
گهگاه هم که سر میزنی ....حرفی نمیزنی ....فکر کنم بودن این پست مشترک هم چندان فایده و ارزش نداره ...
منم سعی می‌کنم کمتر اینجا بیام و چیزی بگم و بنویسم ...
خدا یار و یاور و نگهدارت ...
مواظب و مراقب خودت باش ...
 
پ ن ...
به وبلاگ دوستان نگاه کن ...پنج ساعت پیش پست داشتی ...
البته من طبق قول و قرار ..‌.نرفتم به پست شخصی و نخوندم که چی نوشتی ....فقط دیدم که پنج ساعت پیش پست گ

ادامه مطلب  

برنامه آموزشی جلسات کاروان 11023 مرند  

 


جلسه

روز

تاریخ

ساعت شروع

ساعت پایان


اول

جمعه

9/4/96

9 صبح

30/12 ظهر


دوم

دو شنبه

12/9/96

16 بعدازظهر

19 بعداز ظهر


سوم

جمعه

16/4/96

9 صبح

30/12 ظهر


چهارم

سه شنبه

20/4/96

9 صبح

30/12 ظهر


پنجم

جمعه

23/4/96

9 صبح

30/12 ظهر


ششم

پنجشنبه

29/4/96

9 صبح

30/12 ظهر


هفتم

جمعه

30/4/96

9 صبح

30/12 ظهر


هشتم

سه شنبه

3/5/96

9 صبح

30/12 ظهر


نهم

جمعه

6/5/96

9 صبح

30/12 ظهر


دهم

متعاقباً اعلام خواهد شد

 

 

 
 
 
 
 
 


                                                                

ادامه مطلب  

پام پام  

سلام
پاییز سیزده
گویا دیازپام، اگزاپام، لورازپام از شایع ترین داروهایی است که برای آرامش و درمان‌ بی‌خوابي و گاه مسکن برای درد! توسط پزشکان تجویز می‌شود.
ارجمند بابا معتاد می شود!
ایشان نیاز به خانواده پام‌ها نداشت، ولی در این شش هفت ماه، برای تسکین درد و رفع بی‌خوابي مسکن‌های دیگری برایشان تجویز شد از جمله استامینوفن ساده! ( و کدئین‌دار)
گفته شده عاملی که باعث وابستگی افراد می‌شود، بُعد روانی نیاز به مصرف است.
و
به نظرم، ارجمندبابا هم

ادامه مطلب  

تا حالا به این فکر کردین که طلوع آفتاب چه‌قدر قشنگه؟  

   وقتی ساعت ۱۲ نیمه شب ساعتتُ واسه ۵ صبح کوک می‌کنه و ساعت ۳:۴۲ صبح می‌خوابي مسلما تنها چیزی که از ساعت ۵ صبح می‌تونی ببینی نور صفحه گوشیته و صدای آلارمش که تو خسته و حتی یه جورایی دلخور خاموشش می‌کنی و ساعت بعدی‌ای که به یاد میاری ساعت ۹:۳۶ ست که مامانت داره سعی می‌کنه بیدارت کنه.   راستش اینایی که واسه مقدمه نوشتم حتی به درد مقدمه هم نمی‌خورن. حتی یه اپسیلون به چیزی که ممکنه در ادامه‌ای بنویسم ندارن. احتمالا تنها دلیلی که باعث

ادامه مطلب  

چرا درس نمیخونیم؟؟؟؟  

میگن چرا درس نمیخونی . .!!الان عرض میکنم خدمتتون:یه سال 365 روزه . . .!...بگو خب . .52 روزش جمعه است، میمونه 313 روز . .بگو خب . .حداقل 50 روز تعطیلات تابستانی داریم، میمونه 263 روز . .بگو خب میانگین هر روز 8 ساعت میخوابيم . .این میشه 122 روز و باقی میمونه 141 روز . .!بگو خب هر روز یک ساعت برا خودمون وقت بزاریم . .این میشه 15 روز و باقی میمونه 126 روز . .!!روزی 2 ساعت خورد و خوراک این میشه 30 روز و باقی میمونه 96 روز . .میانگین روزی 4 ساعت گشت و گذار با دوستان دختر و پسر . .ساعتهای

ادامه مطلب  

بی خیال من...من که دیگه رد داده مخم  

بدون نظر
بدون نظر
بدون نظر
این روزای تلخ منو وبلاگم...
تف...
لعنتی اینجا یروزی تو صف کامنتا کشته داد
سه نفرم مجروح شدن
کامنت ندارم ولی اسیر دارم
امان از کودتا
امان از کودت ها...
دنبال ی حرفی هستی که آرومت کنه؟
دنبال ی کسی باش ک آرومت کنه
هرچند ک آدما از حرفا زودتر میرن
زودتر
و
زودتر
امروز و تا این ساعت من زنده ام
اگه کسی این پیامو دریافت میکنه
من هر روز راس ساعت دوازده تو ضلع شرقیه سنترال پارک هات داگ میخورم

ادامه مطلب  

تنبلی  

هنوز نمیدونم چی میخوام هنوز نمیدونم اصلا میتونم رتبه بشم یانه  
 
اصلا میخوام روزی 18  ساعت در بخونم حالا بخواد خنده دار باشه یا نباشه
 
حتی نمیدونم دارم چیکارمیکنم از یه طرف بایدcdبخونم از یه طرف باید کتاب
 
 بخونم ازیه طرف تست از یه طرف زمان تقریبا کم

ادامه مطلب  

تو بی من  

من از آینده ی بی تومن از هر ثانیه بی تو میترسمهنوز خیلی دوسِت دارم از اینکه اینو ندونی میترسمداری بی من کجا میریاز اینکه تنها بمونی میترسم
میترسم میترسم میترسم
برگرد عشقم تو بی من نمیتونی بمونیهنوز اونقد تو رو میخوام که نذارم دور بمونیبرگرد عشقم تو بی من نمیتونی بمونیهنوز اونقد تورو میخوام که نذارم دور بمونی
برگرد عشقمبرگرد عشقم
من از فردای این خونهاز هرچی که بینمونه میترسمیه نشونه ست جای خالیتاز این نشونه میترسممن از این جای خالی کهنبا

ادامه مطلب  

پـــــــــــست 989  

ازش ممنونم ک نفس کشیدنشو بهم نشون میده...
ازش ممنونم ک بهم میگه زنده است...
ازش ممنونم ک هنوزم با دیدن یه نشونه ازش تپش قلب میگیرم...
ازش ممنونم ک اسمش برام شده شیرین ترین اسم دنیا...
ازش ممنونم ک هست و بودنش هرچند فرسنگ ها دور بازم آرومم میکنه...
خدا
هنوز وقتی دربارش حرف میزنم تا کف پام بی حس میشه...
اصفهان _ خونه دایی علی _ یه ساعت پیش پست جدید تو اینستاش زد _ عکس گربه!
حمیدرضا هنوز زنده است...
هنوز نفس میکشه...
و نفس های منو میبره...
با من میخوای تا کجا پی

ادامه مطلب  

بشین بخون محمد!  

سلام.
آقا محمد جان!
الان می تونی بزنی کلا تا آخر شب بازی کنی! راحت و آسوده!
ولی فرداشب دیگه حق نداری افسوس بخوری که چرا هوش برتر نمی تونم شرکت کنم!
یک کار دیگه هم می تونی بکنی.
الان بشینی تا ساعت 12 سوالای ورزشی و هنر رو خوب بخونی. نکته دارها رو دربیاری. بعد فردا صبح ساعت 6 صبح بسم الله رو بگی و سوالای هنر رو سریع بخونی. بعد شروع کنی به مرور سوالا. و منتظر زنگ از هوش برتر!
کدوم تاش بهتره؟!
نه خودمونیم!؟
قبوله رفیق. همون دومی رو اجرا می کنم.

ادامه مطلب  

اینا رو تو تقدیر ما آوردن وگرنه عادی نیست  

 
نشستیم سرکلاس درباره دلایل ازدواج حرف می زدیم و متاهلا فقط نظر می دادن یهو فاطمه(تیچرمون) به من گف نظر تو چیه؟ من حول کردم گفتم واسه من هنوز زوده :))))))
یکم بعدتر سوال به "دلایل طلاق" تغییر پیدا کرد،استاد جان دوباره نظر منو پرسید دهنمو باز نکرده بودم مرتضی گف واسه مهدیه هنوز زوده،میخوام بگم من تو هر موقعیتی و هر پوزیشنی باشم یکی پیدا میشه که از کل جمع حاضر فقط سر به سر من بزاره،اینا رو کف دست ما نوشتن

ادامه مطلب  

آیا عرق کردن کالری می‌سوزاند؟  

برخی از افراد ادعا می کنند که فعالیت های پرانرژی همچون یوگای بیکرام به شما اجازه می دهد در یک ساعت بیش از ۱۰۰۰ کالری بسوزانید اما این ادعا درست نیست. یکی از مطالعات موجود نشان می دهد در یک فعالیت ۹۰ دقیقه ای یوگای بیکرام، زنان به طور متوسط تنها ۳۳۰ کالری و مردان ۴۶۰ کالری سوزانده اند. این مقدار معادل با پیاده روی سریع ۳.۵ مایلی در ساعت است.

ادامه مطلب  

اکسل محاسبه ساعات کاری کارکنان و ساعات اضافه کاری با قابلیت گزارشگیری  

اکسل محاسبه ساعات کاری کارکنان و ساعات اضافه کاری با قابلیت گزارشگیری
۱- منظور از ساعات کار چیست و آیا ساعات صرف غذا جزء ساعت کار کارگران به حساب می آید؟
همانگونه که ماده ۵۱ قانون کار نیز به آن تصریح دارد ساعت کار در این قانون مدت زمانی است که کارگر نیرو یا وقت خود را به منظور انجام کار در اختیار کارفرما قرار می دهد به این لحاظ ساعات صرف صبحانه و نهار جزء ساعت کار به حساب نمی آید بدیهی است چنانچه در کارگاهی از قبل رویه مورد عمل بر این قرار گرفت

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1