گربه ها!  

ظاهرا گربه ها متوجه احساس من شدن... 
دیشب بمحض پست اون مطلب دیگه جیکشون در نیومد! 
+ گاهی وقتا با خودم فکر می کنم شاید تو کل دنیا بیشترین حق الناس(!) رو به گربه ها مدیونم!
از بس حس خوب ندارم بهشون! :(
هم ازشون میترسم... هم چندشم میشه!

ادامه مطلب  

خطر له شدن  

پریروز که ما استراحت بودیم قلاب یکی از جرثقیل سقفی های کارگاه با کلی بار ول کرده و خورده رو زمین 
شانس آوردن که کسی از زیرش رد نمیشده و گرنه مثل تو کارتون تام و جری که گربه یه چیز سنگین میفته روش مثل کاغذ پرس میشه همون بلا سرش میومد
خود من هر روزی میرم سر کار برای رسیدن به محل کارم از اونجا رد میشم
یعنی روزی دو بار 
خدایا تا پاکمون نکردی خاکمون نکن 

ادامه مطلب  

پارت جهارم  

پارتهارم روی تخت دراز کشیدم و به سقف زل زدم،ساعدم و روی پیشونیم گذاشتم و دوباره به فکر فرو رفتم.تو دو راهی بدی قرار گرفته بودم؛می دونستم مامان بی خیال این قضیه نمی شه و هر قیمتی شده از بابا طلاق می گیره؛بهش حق می دادم،از وقتی که به خاطر میارم هر چند وقت یه بار یه زن میاد در خونمون و میگه بابام باهاش بوده؛خیانت پشت خیانت... مامانم هم اوایل کلی با بابا حرف می زد که قانعش کنه که دست از این کار بر داره؛ولی این اواخر آستانه تحملش پر شده و حرفش یه کل

ادامه مطلب  

اراذل تو حیاط ما!  

من نمیدونم!
این گربه ها کار و زندگی ندارن؟ خواب و خوراک ندارن؟؟؟!!!
نزدیک دو بامداده!!! صداشون قطع نمیشه... نه که عین آدمیزاد م جیغ و داد می کنن، آدم دلش ریش میشه! 
الآن رفتم دم پنجره دیدم قهوه ایه نشسته رو دیوار داره با دقت هرچه تمام تر پایینو نگاه میکنه... درخت کنار دیوارم هی تکون میخوره! حالا من نمیدونم نصفه شبی دوستاش اون پایین زیر درخت چیکار دارن میکنن!
قشنگ تعطیلن!
 
+ بنظر میرسه این قهوه ایه سردسته ی اوباششونه!

ادامه مطلب  

جعفر صابری/گربه  

جعفر صابری/گربه

گربه
 
 
 
 
 
با سرو صدای همسایه آمدم بیرون و متوجه شدم یکی از همسایه هایمان که میگفت : آقا این گربه های شما اینجا را کثیف میکنند و ما میترسیم بخصوص این شبهای احیا وقتی میاییم اینها تو دست و پای ما هستند و... همکارم آرام و شمرده گفت : این گربه  تازه زایمان کرده و چهارتا هم بچه داره ما دلمون سوخت رفتیم براش یه مقدار خوراکی تهیه کردیم ... چشم شما ببخشید آشغال های مانده را من خودم جمع می کنم ... ولی خانم همسایه باز توضیح میداد که اینا ن

ادامه مطلب  

داستان صوتی شرلوک هلمز: پرونده ی خون آشام (آپدیت شد)  

آپدیت قسمت دوم
پایان زمستانی سرد، تنها آغاز وحشتی توصیف ناپذیریست که زمستان سپید را به ساخت نوایی گوش نواز ولی اینبار سوزان تر از همیشه واداشته است..‌.
سلام به رفقای جان 
پس از سال ها من
بله قراره یک داستان صوتی از شرلوک هلمز و دکتر واتسون براتون بذارم  به شدت متفاوت و جذاب!!
کاری از گروهِ زمستان سپید و پخش اختصاصی از وب سایت گیمفا 
حتما گوش بدید چون خیلی عالیه. از نظر موسیقی و صداگذاری خیلی قویه!
البته داستان هنوز جای کار داشت یکم ولی بازم خ

ادامه مطلب  

پنجره  

مطمعنا روزی كه ازین خونه بریم دلم برای این پنجره های بزرگ و نورگیر و كوتاه و قدیمی تنگ میشه
و از همه بیشتر برای ابن پنجره رو به جنوب غربی كه روبروش میشه نماز خوند، میشه ماهو دید ، و ساختمونا و ستاره هایی كه به خوبی دیده نمیشن ولی باز هم هستن،
و باد یا نسیمی كه گاهی میاد و آدمایی كه رد میشن
و اینكه این پنجره شاهد خوشحالیا و ناراحتیام بوده
چه وقتایی كه خوشحال بودم و فك میكردم دیگه زمین جای من نیس و تا كمر خم میشدم تو كوچه و برای گربه ها هم دست تكون

ادامه مطلب  

سلامت روان بزرگسالان  

چرا می ترسیم؟!-ترس چیست؟


یکی از گربه می ترسد یکی از موش یکی از رئیسش می ترسد یکی از کنکور. یکی از زندگی کردن ترس دارد و یکی دیگر از مرگ. همیشه توی زندگی ما چیزهایی برای ترسیدن وجود دارد ترس هایی که می توانند جسم، روان و ذهن ما را درگیر خودشان بکنند و حتی زندگی ما و تصمیم های ما را تحت تاثیر قرار بدهند و می توانند خیلی از موقعیت های خوب را از ما بگیرند. ترس و ترسیدنی ها، سد راه خیلی از آدم هاست.
 
 

ادامه مطلب  

اینا عشق منه  

قرآنی خودط نبودی ولی فکرت اینجا منو میکشت منو میکشت منو میکشت نامردکمرم از ستون محلمون سفت تر بود بی مروت غمِ طو کمر منو بد تا کرد
کم کم به زخمای این هنجره عادت میکنم ای گلوی بی صاحاب بالاخره پارت میکنمبه کسی چه که تنمو زخمای تیغ وا میکنه اصا من حال میکنم دنیا باهام بازی کنه
اصا خطای تنم خود زنیام عشقِ منه اصا اشکای شبام خون بازیام عشقِ منهاصن این رد دادنام تیغ بازیام عشقِ منه بچه پایینم بگین جاش هنو رو چشم منه
اومدم بخندم دیدم این لبام ترک زد

ادامه مطلب  

پارت دوم ، بین جاده  

توی خودش دمغ مونده بود حس میکردم بغض بغضشو میخورد
اینبار انقد فکرش تو خودش بود که وقتی عین همیشه از کنار کاشی شکسته های زیر پل رد شدیم برای بار هزارم نگفت خوش بحال پروانه هاش که قلبی قلبین و من که اعتیاد شدید داشتم به این جمله چون از نگفتنش غافلگیر مونده بودم تمام بدنم حس درد داشت از کلافگی یه نخ لبخندش حتی بی صدا 
زدم روی زانوشو گفتم کجاییییی چه خبره اونجا که اینجاها نیستی رادیوی همیشه روشن باطری نداری مخ مارو بخوری مثل اینکه 
احساس میکردم

ادامه مطلب  

231 : اینجا آن کلمه معروف " هه " را نثار تو و امثال تو میکنند  

آدمِ گربه صفتی نیستم . تو زندگی ام تا جایی که شده ممنون دار هر کس و هر چیزی بودم که کمکم کرده . محبت کرده . حالم را خوب کرده . اما این وسط با آن هایی که خوبی کردن هایشان حساب بندی است و یک جایی بند را به آب میدهند مشکل دارم . شما را به خدا اگر فکر میکنید در مقابل هر کارِ کوچکی حتی ، دیگران باید جلویتان خم و راست شوند و هر طور که دلتان خواست رفتار کنید ؛ آن کار را انجام ندهید . باور کنید با این یکهو بند آب دادن ها اگر قهرمانِ آرزوهایش هم باشید اگر به واس

ادامه مطلب  

پارت پنجم  

#پارت_پنجم*****دیگه جونی واسم نمونده بود؛پنج ساعت بود که تو بازار بودیم.با بی حالی به مامان گفتم:_«آی پام،شکست به خدا،جون من ول کن بریم خونه،تموم شد دیگه.»مامان با اخم نگام کرد و گفت:-«حرف نباشه،پسره تنبل؛تو که چیزی بلند نکردی این همه ناله می کنی،فقط یه دو تا پلاستیک برداشتی.»چشمام از تعجب گرد شد!فقط دو تا پلاستیک؟!من شیش تا پلاستیک برداشته بودم.به مامان گفتم:_«مامان؟فقط دو تا پلاستیک برداشتم؟من شیش تا برداشتم!شــیـــش تا»مامان با بداخلاقی گف

ادامه مطلب  

پارت دوم  

پارت_دوم*****تازه ناهارمون رو خورده بودیم.مامان داشت ظرف ها رو جمع می کرد.پاورچین پاورچین به سمت اتاقم رفتم که یهو مامان مثل اجل معلق،جلوم سبز شد و گفت:-«به به!کجا آقا حامی؟»این رو گفت و دستم و گرفت و در حالی که من رو به سمت آشپزخونه می کشوند،گفت:-«قراره ظرف ها رو بشوری.»با ناراحتی گفتم:_«نه مامان،خواهش می کنم،تو که می دونی چه قدر از ظرف شستن بدم میاد.»مامان با تحکم جواب داد:-«حرف نباشه.»و کشون کشون من رو به آشپزخونه برد.*****با دهنی باز،به کوه ظرف ه

ادامه مطلب  

نخ‌هایی که تمامی ندارند  

می‌چرخم. می‌پیچم به خودم هر بار، و گره‌ها باز نمی‌شوند و در هم تنیده می‌شوند غم‌ها. این غم‌های تمان نشدنی که هر بار به شکل جدیدی سر از خواب بلند می‌کنند. هر صبح که بیدار می‌شوم سر‌نخ‌ی که بیرون زده می‌گیرم و می‌کشم. اما ته ندارند نخ‌ها. اصلا معلوم نیست انتهایی دارند یا نه. که این نخ از کجای لباس اندوه بیرون زده و کدام داستانِ حل نشده را اینبار عیان می‌کند که درد دارد تنم را می‌گیرد. و این تکرار هر روز است. نخ‌هایی که تمامي ندارند در من.

ادامه مطلب  

پارت هفتم  

#پارت_هفتم #لبخندی زدم وگفتم :_«اگه پسری به خوشتیپی من نداشتی چیکار می کردی؟»مامان لبخند پر رنگی زد وگفت:-«الهی قربونت برم پسرم،اصلا تصورکردنش هم خوب نیست.»چشمام و بستم ودستام رو روی دستای مامان گذاشتم،نفس عمیقی کشیدم وزیر لب زمزمه کردم:_«من خیلی خوشبختم که تو رو دارم مامان.» گرمی دستاش آرامش رو به وجودم تزریق می کرد .چشمام را آروم باز کردم وبه چشمای هم رنگ شبش خیره شدم؛بادیدن اشک گوشه چشمش،با ناراحتی گفتم:_«مامان؟چرا گریه می کنی؟»مامان درح

ادامه مطلب  

توجه به عناصر خارجی در کتاب درسی دانشگاهی باز و از دور  

1- کتاب به تمامي هدف‌های آموزش عالی در قرن حاضر توجه دارد.2- کتاب به تمامي اصول یادگیری باز و از دور توجه دارد.3- کتاب به تمامي نظریه‏های یادگیری باز و از دور در جای مناسب توجه دارد.4- کتاب دیدگاه‌های جدید یادگیری را مورد توجه قرار می‌دهد.5- کتاب به ویژگی‌های برنامه درسی مطلوب توجه دارد.6- کتاب به فلسفه‌ی غالب اجتماعی توجه دارد.7- کتاب به فلسفه‌ی تربیتی متناسب با فلسفه‌ی اجتماعی توجه دارد.8- کتاب ضمن جهانی شدن به تنوع فرهنگی توجه دارد.9- کتاب به

ادامه مطلب  

پارت اول  

پارت_اول با بی حوصلگی چاقو رو به گوشه ای انداختم و رو به مامان گفتم:_«خداوندگارا، بارالها، من دردمو به کی بگم؟»بعد هم ادامه دادم:_«مامان!بسه خسته شدم. ببین این همه پیاز خورد کردم.» مامان همین طور که برنج و آب می کشید چشمی چرخوند و  گفت:-«یعنی چی؟!بشین کارت و انجام بده ببینم.»یعنی اگه تا حالا این اشک ریختنم هدفمند شده بود، میتونستم یه تنه دریاچه ارومیه رو از بی آبی نجات بدم! چند تا مرغ آبی هم بندازم اون تو شنا کنن!طلبکارانه گفتم:_«مامان اصلا من نا

ادامه مطلب  

پارت ششم  

#پارت_ششممامان ماشین رو جلوی رستوران نگه‌داشت و گفت:« پیاده شو که از بس حرف زدی سر درد گرفتم.»با خنده از ماشین پیاده شدم و گفتم:«_بالاخره باید یه جوری کنجکاویم رو رفع کنم یا نه؟»مامان دستشو گذاشت رو کمرم و منو به جلو هل داد و گفت:«راه میفتی  یا میخوای تا صبح همین‌جا وایستی حرف بزنی.»خنده ای کردم و در حالی که در رستوران رو برای مامان باز می‌کردم گفتم:«_منو عفو کنید بانو٬بفرماید تو»مامان رفت تو و به طرف یک میز دونفره رفت، همین که خواست صندلی رو

ادامه مطلب  

سیاست گرسنگی دادن برای خوش رقصی کردن!  

 
   جنـگل ها از پـلنـگی که در قـفـس زندانـی بـود، دور
شدند. پلنگ نمی توانست یاد جنگلها را فرامـوش کند.
خشمگین به مردانی که دور قفس را گرفته بودند،نگاه
می کرد.چشمهای مردان با کنجکاوی، و بدون ترس به
پلنـگ خیـره شده بود. یکی از آنها با صـدای آرام، تیز و
آمرانه حرف می زد: «شما اگر می خواهیـد شغـل مرا
که رام کردن حیوانات وحشی برای سیرک است،خوب
یاد بگیریـد بایـد فـرامـوش نکنیـد که در هر لحظـه شما
اولیـن هـدف برای مـعـده ی دشـمـن هستـیـد. آن گاه
خوا

ادامه مطلب  

سیاست گرسنگی دادن برای آموزش خوش رقصی !  

 
   جنـگل ها از پـلنـگی که در قـفـس زندانـی بـود، دور
شدند. پلنگ نمی توانست یاد جنگلها را فرامـوش کند.
خشمگین به مردانی که دور قفس را گرفته بودند،نگاه
می کرد.چشمهای مردان با کنجکاوی، و بدون ترس به
پلنـگ خیـره شده بود. یکی از آنها با صـدای آرام، تیز و
آمرانه حرف می زد: «شما اگر می خواهیـد شغـل مرا
که رام کردن حیوانات وحشی برای سیرک است،خوب
یاد بگیریـد بایـد فـرامـوش نکنیـد که در هر لحظـه شما
اولیـن هـدف برای مـعـده ی دشـمـن هستـیـد. آن گاه
خوا

ادامه مطلب  

خودپنداره  

خودپنداره از موضوعات مهم دیگری است که قبل از جنگ جهانی دوم و در دهه های 50 و 60 علاقه شدیدی به آن در بین متخصصین و محققین وجود داشته است. تحقیقات متعدد حاکی از آن است که خودپنداره پایه و اساسی برای تمامي رفتارهای برانگیخته می باشد.
خودپنداره به «خودهای بالقوه» هستی داد و این خودهای بالقوه به نوبه خود در رفتار، انگیزش ایجاد می کنند. خواستن و آرزو کردن چیزی به تنهایی نمی تواند انگیزش ایجاد کند. بلکه این اعتقاد است که می تواند فرد را 

ادامه مطلب  

معرفی رامیان  

شهرستان رامیان در شرق گلستان دارای چهار شهر رامیان، دلند، خان ببین و تاتار و دوبخش مرکزی و فندرسک می باشد که از نظر جغرافیای طبیعی به ۲ قسمت جلگه ای و كوهستانی تقسیم می شود و دارای مناطق گردشگری فراوانی و زیبایی می باشد.
رامیان با تاریخی کهن سرزمینی محصور در میان کوههای البرز شرقی با چشمه ساران، آبشارها وجویبارهای متعدد و دارای جنگل ها و چشم اندازهای زیبای طبیعی است.
این سرزمین در طول تاریخ توجه بسیاری از امرای فارس، ترک، مغول و عرب را به خو

ادامه مطلب  

اطلاعیه مهربانی موسسه حامی اشتغازایی و کارآفرینی خیریه معلولین آسیب نخاعی استان گلستان  

بنام خالق زیبایی ها❤️اطلاعیه مهربانی❤️ حضرت علی(ع) الگویی برای تمامي بشریت است.ضمن تسلیت فرا رسیدن ایام ضربت و سالروز شهادت امام علی(ع) و شب های قدر، امام علی(ع) توجه خاص به ایتام و نیازمندان داشتند و در هفته اکرام ایتام که به نام این امام همام نامگذاری شده فرصت مغتنمی است تا با الگوگیری از ایشان بیشتر از گذشته در کارهای نیک و خداپسندانه مشارکت کرده و به فقرا و نیازمندان کمک کنیم.
✅تنها با پرداخت 2000 هزار تومان همانند امام بزرگوارمان علی (ع

ادامه مطلب  

پاک کردن برنامه هایی که پاک نمیشوند  

ممکن است این مشکل برای شما نیز پیش آمده باشد که قصد پاک کردن و Uninstall کردن برنامه ای را دارید و هر چه می کنید برنامه پاک نمی شود. حتی ابزار Add/Remove Programs موجود در کنترل پنل نیز به کمک شما نمی یاید. با استفاده از این ترفند میتوانید تمامي برنامه های نصب شده بر روی سیستم خود را به وسیله رجیستری ویندوز پاک کنید.بدین منظور: از منوی Start وارد Run شده و در آن عبارت regedit را تایپ کنید و Enter بزنید تا ویرایشگر رجیستری باز شود.سپس به آدرس زیر بروید:HKEY_LOCAL_MACHINE/SOFTWARE/Micr

ادامه مطلب  

تمامی صاحبان مشاغل مشمول لایحه مالیات بر ارزش افزوده می‌شوند  

از پدر چه باید گفت  

ولادت با سعادت امام علی(ع) را به تمام مسلمانان و دوستداران آن حضرت تبریک عرض مینماییم.
و همچنین روز پدر را به تمامي پدران سرزمینم تبریک عرض مینماییم.
                                                                                مدیریت وبلاگ:سام دلیری

ادامه مطلب  

تجربه امتحان دادن در دانشگاه  

یک اینکه حتما 10 روز قبل از شروع کل امتحانا شروع کنم هرروز درسهارو بخونم و حداقلم که شده یک دور تمامي دروس رو بخونم و جزواتی که از درس ها دارم رو چاپ و پرینت کنم
دو اینکه وقتی امتحان دارم حتما نباید با دور اول خوندن اون درس رو فول بشم. ابتدا یک دور سطحی کلشو میخونم که تمامي سرفصل ها دستم بیاد و ببینم هر قسمت کدومو میگه. اینجوری ذهنم باز میشه و میتونم بهتر بقیرو بخونم.
سه اینکه اولا در ایام امتحانات زیارت عاشورا خوندن فراموش نشه زیرا قبلا هم تجرب

ادامه مطلب  

چ کنم  

.حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسدو بوسیدنت موکول شدهبه تمامي روزهای نیامده..حالا که هر چه دریا و اقیانوس رااز نقشه جهان پاک کردیمبادا غرق شوم در رویایتباید اسمم رادر کتاب گینس ثبت کنمتا همه بدانند-یک نفربا سنگین ترین بار دلتنگیروی شانه هایشتو را دوست میداشت..
 

ادامه مطلب  

چ کنم  

.حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسدو بوسیدنت موکول شدهبه تمامي روزهای نیامده..حالا که هر چه دریا و اقیانوس رااز نقشه جهان پاک کردیمبادا غرق شوم در رویایتباید اسمم رادر کتاب گینس ثبت کنمتا همه بدانند-یک نفربا سنگین ترین بار دلتنگیروی شانه هایشتو را دوست میداشت..
 

ادامه مطلب  

 

«هنگامی که دعا می‌کنی، همچون ریاکاران مباش که دوست می‌دارند در کنیسه‌ها و سَرِ کوچه‌ها ایستاده، دعا کنند تا مردم آنها را ببینند. آمین، به شما می‌گویم، اینان پاداش خود را به تمامي یافته‌اند. امّا تو، هنگامی که دعا می‌کنی به اتاق خود برو، در را ببند و نزد پدر خود که در نهان است، دعا کن. آنگاه پدرِ نهان‌بینِ تو، به تو پاداش خواهد داد.مَتّی ۶:۵‭-‬۶ 

ادامه مطلب  

 

سلام و درود فراوان
درخت انگورمون  کلی خوشه انگور داده بود خوشحال بودم چند تا غوره میکنم  بعد با نمک میخورم (آب دهنتون رو قورت بنمایید) خب دیگه همشون طی چند روز خشک شد خرد تو ذوقم یعنی لعنت این شانس
کار یگه ای نمینتونیم بکنیم دیگه البته  زرد آلو و شابلون هامون هنوز سالمن راستی چند هفته پیش یه دفتر درستیدم برای این که کلیه ی اطلاعاتی که از لی جونگ سوک پیدا میکنم بننویسم توش آخه یکی از طرفدارای پرپاقرصه شم یعنی اینقدر که این بشر عشقه که نگووو
 

ادامه مطلب  

کار با محیط رابط گرافیکی کاربر GUI  

 
در حقیقت رابط گرافیكی تلاشی برای فرار از محیط های متنی می باشد. قبل از ایجاد GUI تمامي كاربران كامپیوترها مجبور بودند تمامي دستورات و در حقیقت ورود و خروج داده را از طریق متنی انجام دهند. اما این محیط کاربر پسند بوده و همچنین به‌وسیله این ابزار می‌توان الگوریتم‌های اجرایی از خواندن تصویر تا محاسبات باندی و هرگونه پردازش و خروجی گرفتن را بصورت منظم و یکجا اجرا کرد. برای شروع ابتدا guide رو صفحه متلب تایپ و اینتر كنید یا از مسیر File >> New >> GUI نیز

ادامه مطلب  

بازم لاغر شدم و الان وزنم به حدود 55 کیلو تا نهایتا 56.5 کیلو رسیده و چن روزیه همینه  

توی ماه رمضون وزنم اینه
من هرجوری حساب میکنم احساس میکنم چون رژیم غذاییم پخته شدست باعث لاغریم میشه
مثلا صبح که چای عسل میخورم
نهارم که نون پخته شده با سیب زمینی پخته شده میخورم
شامم که مثلا املت میخورم که گوجه و نان پخته شدست و همینا باعث سیریم میشه ولی این سیری کاذب بنظر میاد
یعنی مثلا مثلا سیب نیست که 100 درصد موادش طبیعی و در اثر پخته شدن حدود 70 درصد موادشو از دست نداده و باعث میشه همون سیبی که حجمش کمتره و کالری کمتری هم داره بیشتر منو توپر

ادامه مطلب  

آوای خوش زندگی  

آوای خوش زندگیروزی تمامي خصلت ها جایی جمع شده بودندهمه بودندمهربانی، تکبر، طمع، خیانت، وفا، دروغ، نفرت و عشقسوالی را مطرح کردم و خواستم همگی آنها جواب دهندسوالم این بودبه نظر هریک از شماآوای خوش زندگی چیست؟
برای خواندن ادامه داستان و جواب های خصلت ها به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه مطلب  

پارت سوم  

پارت_سوم از حمید خداحافظی کردم و به سمت خونه راه افتادم.موقعی که رسیدم،بابا خونه بود و داشت با مامان دعوا می کرد؛کار همیشگیش بود.خواستم برم جداشون کنم که پشیمون شدم،دفعه قبل که دخالت کرده بودم،بابا کلی کتکم زده بود.بی سر و صدا آروم رفتم تو اتاقم.خدایا!کی این وضعیت تموم می شه؟خسته شدم خدایا!خسته شدم.   لب تابم رو از روی تخت برداشتم و روشنش کردم.چند دقیقه بعد،لب تاب روشن شد وخودش به مودم وصل شد.فوری وارد سایت سنجش شدم و رمز و کد کاربریم رو زدم.خ

ادامه مطلب  

نوروز مبارک  

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
* * * * * * *
* * * * * * *
 
حلول سال نو و بهار پرطراوت را كه نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامي دانشجویان، اساتید و همکاران گرامی تبریك و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از بركت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت داریم.
 
سال 96 ؛ همراه با خبرهای جدید منتظر ما باشید
 
گروه انجمن علمی عمران گرگان      
 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1