خواب  

امشب كه تو را خوابِ تو را خواب دیدم خواب دیدم عشق تو را،مرغك بیتاب دیدمچون عشق مرا،سر درِ ميخانه كشید من مست بودم خواب تو را خواب دیدماین منِ بیچاره كجا،ان دل دیوانه كجا دیوانه و مستانه بودم،دست تورا خواب دیدم گر راز رحیم را تو بپرسی من خواب بودم آواره گنه كردم چون خواب بودم خواب دیدمكاش ميشد تقدیر مرا از دل این خواب نوشتمن كه پروانه بودم عشق او را خواب دیدم
 

ادامه مطلب  

خواب.......  

چهارشنبه بعدازظهر یه خوابی دیدم..........
اولای خواب  خوب بود 
............
 
اما بعدش یه اتفاقی افتاد......
که تو خواب لرزش قلبم رو حس کردم...........
 
از دیروز تا حالا اون خواب تو ذهنمهه.......
......
نميتونم فراموشش کنم.............
.....
اون خواب درباره تو بود.....
 

ادامه مطلب  

1208  

دیشب که زلزله اومد من خواب بودم...
خواب خواب...
از خستگی حدود ده و نیم یازده خوابم برده بود...
ساعت چهار بنا به عادت هميشگی بیدار شدم وگوشیم رو‌چک کردم دیدم ساعت یک و خورده از خونه چندبار زنگ زدند دلم ریخت پایین گفتم حتما بابا چیزیش شده...یعنی یک حال بدی بودم دست و‌پام رو گم کرده بودم
بعد ناخوداگاه رفتم تلگرام رو باز کردم دیدم یک کانال کذایی پر از خبر شده و ی گوشه خبر پیدا بود که زلزله ...
هم ی نفس راحت کشیدم هم ی نفس سنگین...
دیگه اومدم توی هال دراز ک

ادامه مطلب  

قصه عشق  

خب روز جمعه رو با این آهنگ شروع کنید:)
متن آهنگ قصه عشق از ابی
شب به اون چشمات خواب نرسهبه تو مي‌خوام مهتاب نرسهبریم اونجا، اونجا که دیگهبه تو دست آفتاب نرسه
عاشقت بودن عشق منهاينو قلبم فریاد مي‌زنهگریه‌ی مستي داره صداماین صدای عاشق شدنه
قصه‌ی عشقت باز تو صدامهیه شب مستي باز سر رامهیه نفس بیشتر فاصلمون نیستچه تب و تابی باز تو شبامه
تو که مهتابی تو شب منتو که آوازی رو لب مناومدی موندی شکل دعاتوی هر یارب یارب من
شب به اون چشمات خواب نرسهبه تو

ادامه مطلب  

خواب کودکان  

 
خواب و کمبود خواب يکي از بحث‌برانگیزترین جنبههاي مراقبت از کودک است. معمولا والدین جوان، اهميت حیاتی این موضوع را در هفته‌ها و ماه‌هاي اول تولد فرزندشان کشف مي‌کنند. کميت و کیفیت خواب نوزادروی شادی و رضایت همه اعضای خانواده تاثیر مي‌گذارد.خواب کودکان در سنین مختلف متفاوت است، اما در واقع این تفاوت‌ها تنها ناشیاز تغییر شکل مشکلات خواب است. مثلا به جای گریه، بیخوابی و به جایغذا دادن به نوزاد در طول شب، کابوس‌هاي شبانه یا تشنگی به سرا

ادامه مطلب  

خواب پرواز، مثل سار عزیزم...  

الان ساعت نزدیک دو نصفه‌شب است، دلم مي‌‌خواهد بنویسم اما نمي‌دانم چه بنویسم.نیاز به نوشتن هست و توانایی پروراندن موضوع و تمرکز بر آن نیست.به قول فرنگی‌ها brain storm مي‌کنم تا خوابم ببرد...از آنجا که خیلی مود شادی نیستم، ناخودآگاه این طوفان مغزی، سمت بخش‌هاي غمگین ميرود، معمولا کنترلش مي‌کنم. چون خوابم هم اگر ببرد، تا صبح طوفان مغزی غمگین در ذهنم به پا مي‌شود و چه خوابهاي غمگین و بی‌معنی که نمي‌بینم. از اتفاقات بزرگ غمگین و آشفتگی و گم

ادامه مطلب  

«شعر امام زمان»  

از ميان اشک ها خندیده مي آید کسیخواب بیداری ما را دیده مي آید کسیبا ترنم با ترانه با سروش سبز آباز گلوی بیشه خشکیده مي آید کسیمثل عطر تازه تک جنگل باران زدهدر سلام بادها پیچیده مي آید کسیکهکشانی از پرستو در پناهش پرفشانآسمان در آسمان کوچیده مي آید کسیخواب دیدم , خواب دیده در خیالی دیده انداز شب ما روز را پرسیده مي آید کسی

ادامه مطلب  

خواب  

خواب شیرنی دیدم که دلم نیومد تایپش/ثبتش نکنم.
از اون تصاویری نبود که کل روزم رو بسازه. هیجان زده ام کرد و مي خندم. لبخندی با لب چفت شده که گوشه چشم هام خط مي افته.
بعدتر زیر دوش آب ولرم و بعدتر وقتي دارم لنزم رو مي ذارم و تو کیفم به قدر ده دوازده ساعت خرت و پرت مي چپونم باز فکرش مي آد تو کله ام و به محض این که بطری آبم رو عمودی مي ذارم تو کیفم، خیالبافی اتومات متوقف مي شه.

ادامه مطلب  

❤️❤️:❤️❤️  

❤️❤️:❤️❤️دلم غمگین تر از هر شب، دو چشمم باز بی خواب است... ببار ای آسمان امشب، که قلبم باز بی تاب است... نه روز آرامشی در دل، نه شب در چشم من خواب است... برایت شعر مي گویم، که امشب شام مهتاب است.. من امشب با تو مي گویم، همه ناگفته هايم را... دمي با تو به سر بردن، خودش آرامشی ناب است...
#فریدون_مشیری

ادامه مطلب  

باتری  

سلام 
بابالنگ دراز چون گوشی باتری 6درصد بود خونه عمه بودم شارژ نبود 
اینجام سر بزنم 
ميدونی نصف شب چی شد 
یه خواب خیلی بد دیدم یعنی مطمئنم تعبیرش بده ...
خوابیدم بالافاصله مث همون خواب دیدم ک تعبیرش همون بود 
یه قسمت از اون خوابم تو خواب دومي بود....
خیلی نگران خوابمم یعنی معنیش مرگ هستش
 
خب حس ميکنم دیگه دوس نداری حرفام و بشنوی حس ميکنم از حرفام خسته شدی 
شده من پست گذاشتم و تو اصن تا شب بهش سر نزدی 
منم فک کردم از حرفام خسته شدی 
این حس و دوس ند

ادامه مطلب  

بدون ویرایش  

شریک سقف من نیستیبذار همسایه باشیم و فقط یک دونه دیواروشریکم باش . شریکم باش . شریکمشریک عمر من نیستیبیا هملحظه باشیم و همين یک لحظه دیداروشریکم باش . شریکم باش . شریکمفقط در هفته . یک لبخند . لبتو قسمت من کناگه خورشید من نیستی . بیا و شمعو روشن کنتمنای شرابم نیست . یه جرعه آب شریکم باشکنار چشمه رویا . یه لحظه خواب شریکم باششریک سقف من نیستیبذار همسایه باشیم و فقط یک دونه دیواروشریکم باش . شریکم باش . شریکمشریک زندگیم نیستی . شریک آرزویم باشاگه نی

ادامه مطلب  

این روزها  

این روزها برنامه ام این است: ساعت 7:30 ساعت زنگ مي زند. شیرینی اش به این است که تا 8 بخوابیم. با سرعت هر چه ممکن از خواب بیدار مي شویم. تلویزیون را برای بیداری دلبندمان روشن مي کنیم تا بیاید پای تلویزیون. بعد wc بعد صبحانه و حاضر شدن و آماده کردن کیف مدرسه اش. بردنش به مدرسه. تا ساعت حدود یک درس خواندن در کتابخانه یا در خانه. سپس ناهار و کمي استراحت و آوردن دلبند به خانه و رسیدن به وی تا شب هنگام که بخوابد و آرامشی حاکم شود و شام و سپس خواب.

ادامه مطلب  

 

خواب است چشمانم ولی ميگرید -- كور است قلبم ولی ميگرید
زنده ام با زنده گی،دل ولی ميگرید-- تمام است عمرم،ولی ميگرید
زیباست چشمانت،ولی ميخوابد-- زیباست ایمانت،ولى ميخوابد
گر خواب و به بیداری.               . یا مست و به بیماری
یا عشق و به رسوایی                 یا مهر و پریشانی
یكتاست دستانت،ولی ميخوابد--  زیباست زلفانت،ولی ميخوابد
آن حرف شیرین تو                    آن ناز جبین تو
ابروی كمين تو                          دستان متین تو
دیوانه كند ما را،ولی ميخو

ادامه مطلب  

باز هم بلاک ..  

دیروز خیلی حالم بَد بود . خیلی . هَم بحث هَم معمولی
پریشب هَم بد نبود . آروم بودیم . مهربونِ مَن و چشات بهتر از مَن ِ و ..
دیروزم کِ زنگ زدم گفت جونم ؟ عکس کریسمس مي خواست . نشُد بدم
آروم بودیم یهو قاطی کرد . آخرش گفت همينی کِ هست . منم باز بلاک کردم
ساعت 3 شب پریدم از خواب دیدم گفته واسه هميشه خدافظ
نَ زنگ نَ پیام . هیچوقت . خواب ـَم نبـرد تا5 . همش مي لرزیدم و
خواب هايِ هولنآک .. هَم بلاک کرده بود هَم آنفالـو
عکس گذاشته بود از بچگیاشون .عاشقش شُدم . کامنت

ادامه مطلب  

خداحافظ  

خداحافظ
دیشب که خوابیدم بودی کنار من
روی تو چون مهتاب در شام تار من
برخواستم از خواب جای تو خالی بود
برهم زدی آسان قول و قرارمن
یک نامه بود از تو نزدیک آیینه∶
رفتم خداحافظ شد ختم کارمن
گوشی تو خاموش گم کرده ام چیزی
از دست من رفته صبر وقرار من
در زیر آن نامه یک حلقه جا مانده
پس داده ای حتی آن یادگار من
در کوچه مي گردم از تو نشانی نیست
رفتی تو انگار از شهر و دیارمن
جای تو خالی بود در خلوت خانه
رفتم از این خانه بی تو نگار من
۲۳آذر۹۶

ادامه مطلب  

با تو شاعر میشوم  

========================= با نگاه امشبت انگار شاعر ميشوم تا که مي بینم تو را ، هربار شاعر ميشوم
مثل یک عاشق کنار بی كسی هاي دلم باز هم در كنج یك دیوار شاعر ميشوم
ميروم با ميل و رغبت سوی آهنگ خیالبا نوای تنبك و گیتار شاعر ميشوم
حكم اعدامم نوشتی چون تو ای بی معرفت تا گذارم سر بروی دار شاعر ميشوم
چون زبانت مار را از لانه بیرون ميكشد در کنار پونه و این مار شاعر ميشوم
خسته ام باید گذارم سر به بالین كسینیمه شب با بالش نمدار شاعر ميشوم
مهربان یارم مرا آغوش تو آرا

ادامه مطلب  

خاب خاب خاب  

مگه ميشه ثبت نشه؟ 
اینکه اولین و آخرین بار 
یه کال از اميد داشته باشی رو صفحه گوشیت 
حتی اگه بخاطر امتحان کردن درستی و عدم درستی کال تلگرام باشه
مگه ميشه ثبت نشه که دوس داشتم اون صحنه و قاب کنم بزنم رو سقف اتاق هر شب نگاه کنم 
مگه ميشه دنیا نفهمه من چقدر بی جنبه م بابت آقا اميد؟
مگه ميشه بعد از تقریبا سه سال اولین بار حس کنی داره بهت زنگ ميزنه و دلت آروم بگیره؟ 
اصلا مگه ميشه اميد کار جدیدی بکنه و من ثبتش نکنم؟ 
کاش زنش اندازه من دوستش داشته باش

ادامه مطلب  

ایمان بیاوریم به معجزه کیک خانگی  

به نام خدا
 
خسته و خواب آلود فاطمه تقریبا خواب را بغل کردم که برگردیم خانه. دقیقه آخر جاری جان توی ظرفی که دستش داشتم یک تکه کیک خانگی زنجبیلی گذاشت و داد دستم. تمام راه با فاطمه حرف زدم که خوابش نبرد، چند خرید کوچک کردم و وقتي بالاخره رسیدیم و روی تخت بیهوش شد فکر کردم خودم هم بروم کنارش بخوابم. بس که خسته بودم. در همان لحظات مقاومت ذهنی برای نخوابیدن و به کارهاي عقب افتاده رسیدن بودم که یادم از آن کیک زنجبیلی خوش عطر داخل مشما افتاد و از آن طر

ادامه مطلب  

شیطون دم صبح  

در روایتی از امام باقر علیه السلام اومده که:
از برای شب شیطانی است که او را «رها» مي گویند، پس هرگاه بنده ای از خواب بیدار شود و اراده کند برخاستن برای نماز شب را، آن شیطان به او مي گوید حالا وقت برخاستن تو نیست. پس دفعه دیگر که بیدار شود و خواهد برخیزد، آن شیطان گوید که وقت برخاستن نشده، یعنی زود است. پس پیوسته او را از برخاستن باز دارد و حبس کند او را تا فجر طلوع کند و چون فجر طالع شود، بول کند در گوش او. آن وقت بگذرد از او، در حالی که دُم خود را م

ادامه مطلب  

چرا كودكتان گريه مي كند  

من گرسنه ام
 
وقتي یاد بگیرید كه نشانه هاي گرسنه بودن كودك خود (مثل نق نق كردن، سر و صدا راه انداختن و دنبال پستان مادر گشتن هنگامي كه او را در آغوش مي گیرید) را بشناسید مشكلاتتان در سیر كردن او قبل از اینكه گریه كند كمتر مي شود. وقتي كودكتان گریه مي كند اول مطمئن شوید كه گرسنه نیست. شیر دادن ممكن است سبب قطع گریه كودك نشود ولی اگر مي خواهد همچنان شیر بخورد بگذارید به خوردن ادامه دهد . بعضی اوقات شیرخواران حتی بعد از اینكه شروع به شیر خوردن مي كن

ادامه مطلب  

دختر میگون  

دختر ميگونم و امشب غزلخوانت شدم غافل و دیوانه و مست و پریشانت شدم
با لب مي گونه ام در شرجی اغوش تو با همه مستي و نازم ساقی جانت شدم
من فدای طبع شیرین و لب پر خنده اتدر زمستان نگاهت ، چون بهارانت شدم
ای كه تفسیر لبان تو شده تعبیر عشقدر بهار بوسه ها باغ و گلستانت شدم
چشم تو دیدم که مي آمد خراب و بیقرار ناله ها کردم ز درد و موج طوفانت شدم
همچو ماهم ، نور ميگیرم ز خورشید رختدر شب یلدای تو ، فانوس پنهانت شدم
بس که با اسب خیالت تند مي تازی به دل شازده زی

ادامه مطلب  

مناظره...  

"مناظره"
گفتمش، ای بفدای قد چون سرو شما گفت کوته نظری بین و قیاس بیجا !
گفتم ای سیمتن ازسرو چه داری کمتر/ ‏گفت تحقیرمن است این سخن، ای یاوه سرا.
گفتمش روی چو ماهت دل و دینم ببرد
گفت اگر دل ببرد ماه برو ماه تورا
گفتم آن نرگس مست از چه چنین فتان است گفت در مذهب ما فتنه گری هست روا
گفتمش جان به اب آورد لب چون شکرت گفت تشبيه گُهربرمس بی قدر؟ چه ها!
گفتم:آن زلف بپوشان که پریشانم کرد گفت:شهریست پریشان همه از گیسوی ما
گفتم آغوش من و قامت دلجوی شما گفت آهست

ادامه مطلب  

#طاهره_اباذری_هریس  

تو مثل چای عصرانه، شبيهِ خوابْ دلچسبیبرای این دل تشنه، شبيه آبْ دلچسبی
تو حس کودکی هامي، پر از رویای آبی رنگتو مثل باد در موهام، سوارِ تابْ دلچسبی
شبيه بستنی یخمک، دراین گرمای تابستان...تو یک احساس بی‌همتا، تو پاک و ناب، دلچسبی
شبيهِ تیله ی رنگی، برای بچه هاي تُخس...تو تنها تیله ی مشکی، کمي نایابْ! دلچسبی
تو مثل قولِ فرداها، تویی آن وعده هاي خوب؛برای گریه هاي من، دلِ بی تابْ دلچسبی
تو طعم دوستی‌هايی، رفاقت هاي بی پایانرفیقم بودی و هستی، اگر

ادامه مطلب  

نیستی که ببینی  

" تو نیستی که ببینی
چگونه عطر تو در عمق لحظه‌ها جاری استچگونه عکس تو در برق شیشه‌ها پیداستچگونه جای تو در جان زندگی سبز استهنوز پنجره باز استتو از بلندی ایوان به باغ مي‌نگریدرخت‌ها و چمن‌ها و شمعدانی‌هابه آن ترنم شیرین به آن تبسم مهربه آن نگاه پر از آفتاب مي‌نگرندتمام گنجشکانکه درنبودن تومرا به باد ملامت گرفته‌اندترا به نام صدا مي‌کنندهنوز نقش ترا از فراز گنبد کاجکنار باغچهزیر درخت‌ها لب حوضدرون آینه‌ی پاک آب مي‌نگرندتو نیستی که ب

ادامه مطلب  

برنج  

«قسم به موی سیخ شده ی تن،هنگامِ تبدیل شدن به پوستِ مرغ،قسم به انگشتهاي روییده از بینی،از گوش،قسم به دانه هاي برآمده ی دورِ پستان و قسم به ترس.به ترس از ناف و روميزیِ قلاب بافیِ مادربزرگ»
بلند شد رفت پشت ميز نشست.از خوابِ دیشب،فقط سفیدیِ تفِ خشک شده کنار دهان مانده بود و تصویری که نرفته بود:«جوشِ بزرگی کنار نافش که به سبزی ميزد،انگشتی که جوش را فشار داد،ناف باز شد،دل و روده پایین ریخت.»نتوانست شیر بخورد.دلش بهم ریخته بود.سیگار برداشت بکشد.چا

ادامه مطلب  

کپیده ی قشنگو  

روایت است که وی را حالتی دچار بود, که چونان خرس به خواب رفتی و جز با بوسه معشوق از خواب بیدار نگشتی. و بوسه معشوق در اینجا استعاره از وشگون هاي برادرنه بوَد. پس وی شبانگاهان هفت ساعت کوک مي کرد و در جای جای اتاق خویش نهان مي ساخت برای هفت زمان گوناگون, لکن ظهرگاهان بیدار شدندی و هر هفت ساعت را خرد و خاکشیر کف اتاق پیدا کردندی و ندانستی کی با چکش این را خرد کرده و دیگری در آسیاب گوشت منزل انداخته. و وی را برادری بود به غایت اِرلی بِرد و کامروا, با ص

ادامه مطلب  

فروش آپارتمان 75 متری 2 خواب (امامت)  

فروش آپارتمان 75 متری 2 خواب
واقع در تهران.تهران نو.خیابان معنوی.
طبقه اول
5طبقه 2 واحدی
دارای آسانسور و انباری
3سال ساخت
پکیچسرویس ایرانی فرنگی
تخلیهآدرس مسکن:تهران نو.ميدان امامت.خیابان جدیدی.بعد از بیهقی.پلاک 74 مشاور و امين شما آزادی

ادامه مطلب  

مواد مخدر و اثرات مخرب جسمی و روانی آنها  

اعتیاد را مي‌توان یک مسموميت مزمن دانست ... که برای شخص و هم برای خانواده و جامعه اش مضر است. انواع آن به شرح زیر است:
۱- تریاک: که بیشتر در بین افراد مسن درگذشته معرف آن رواج داشته اما امروزه در بین جوانان و نوجوانان توزیع و مصرف مي‌گردد، ماده‌ای خواب‌آور بوده و شخص معتاد از مصرف آن احساس لذت و نشاطی «نئشگی» مي‌نماید. معرف آن به تدریج باعث افزایش طلب مي‌گردد و فرد لحظه‌ای به خود مي‌آید که قادر به ترک آن نیست.
۲- مرفین: که از تریاک گرفته مي‌ش

ادامه مطلب  

امروووووز  

امروز چون ادبیات داشتیم ومن از انشااااااااااا بههههه شددددت متنفررررررررم.............اصلانميدونم چرااااولی دوس ندارم انشاروووو....
حتی تاریخوبیشتراز انشا دوس دارم.......
اصلافقط درسای تخصصیوعشق است........
.........
....
اینقدر به خواب احتیاج داشتم مخصووووصا خواب بعدازظهر که خداروشکر قسمت شد و من امروز بعدازظهر خواااابیدم ...مرسی خداجووون
 
اخه روزای دیگه درسا نميزارن من یه ذره بعدازظهرها بخوابم......
.......
دیگه چی!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟اهااااا......
خیییییلی دلم واسه

ادامه مطلب  

روزهای ناراحتی  

چرا بعضی از ما باید برای داشتن کسانی که دوستون داریم و اونا هم مارو و حقمون هستند اینقدر زیاد تر از بقیه باید سختی بکشیم؟!
 
 
 
 
 
 
 
دیشب با ترس از زلزله خوابیدیم:(
من تقریبا نخوابیدم:(
 و صبح وقتي ميخواستم بیدار شم یه لحظه شنیدم که داداشم داره ميگه مامان رفته آمریکا دکتر پیدا کنه. 
تو همون خواب داشتم تند تند خودمو متقاعد ميکردم که تو این شرایط که ایرانیای آمریکا رو دارن ميندازن بیرون مامان نميتونه آمریکا بره! ولی بازم ناراحت بودم خیلی.
حس ک

ادامه مطلب  

کتاب "جین ایر" :)  

دیشب خواب دیدم که رفتم به یه خیابون که سه تا کتاب فروشی توشه.کتاب فروشی ها هم از این کتاب فروشی ها نبودن که یه مغازه باشه و بعد توی اون مغازه کتاب بفروشن.یعنی یه مغازه ی نقلی و کوچولو نبودن.چه طوری بگم.آهان.جلوی فروشنده ی کتاب ها یه ميز بزرگ بود که روش پر کتاب بود.کتاب فروش ها هم توی پیاده رو ی خیابون بودن.خلاصه من توی خوابم دنبال کتاب "جین ایر (Jane Eyre)" مي گشتم.توی اولین کتاب فروشی نبود.توی دومي هم نبود.دیگه داشتم نااميد مي شدم که توی سومين کتاب فر

ادامه مطلب  

فاصله اين است  

شعری از علی شفیعی_ميلیارد ستاره دور از همفاصله این استميلیارد كیلومتر كه نور سرگردان استفاصله این استتو ميتوانستی صدایم كنیمن اولین اتوبوس را سوار ميشدمو پیش از آنكه غذا درست كنییا لباس هايت را اتو كنیميرسیدم
گفتی دور استگفتم ميرسمگفتی دور استچكمه هايم را پوشیدماز سایه ها گذشتمگفتی دور استلباس هايم عرق كردآمدم پشت خانه اتگفتی دور استآمدم كنار بازوهايت صورتم را گذاشتمآمدم كنار بازوهايت لب هايم را گذاشتمكنار موهايت چشم هايم را گذاشتمگف

ادامه مطلب  

تابلوئه دارم میرا می خونم دیگه  

کار را به جایی رساندم که با تویا هم خوابیدم. تویا خودش را در یک شب زمستان تسلیم من کرد، همان طور که تسلیم دیگران کرده بود. اما بعد، وقتي به خواب رفت، بدن بی حرکتش را تماشا کردم و گریستم. و در آن موقع بود که  فهميدم هرگز بهبود نخواهم یافت.

ادامه مطلب  

پـــــــــــست 988  

دوباره چپیدن هاي نرگس توی اتاقش شروع شده...
دارم روانی ميشم...
نميتونم آقای ب رو تحمل کنم...
به غیر از اون نق زدن هاي مامان...
کار کردن هاي زهرا رو هم نميتونم تحمل کنم...
دوست دارم مثل وقت هاي بی حوصلگیم توی تهران لم بدمو بخورمو بخوابم و کسی کاری به کارم نداشته باشه!
اما متاسفانه مامان صبح به صبح ساع 8 مياد در اتاق منو باز ميکنه و دادو بیداد ک ضربه هاتو بزن بیا صبحونه!
ده مين بعد هم صدای جیغش از توی هال مياد ک نرگـــــــــــــــــــــــس فاطمـــــــ

ادامه مطلب  

فروش آپارتمان 57 متری 1 خواب امامت  

مسکن طالبی(امامت)فروش آپارتمان 57 متری 1 خوابواقع در تهران نو.خیابان افضلیطبقه دوم رویتی12 واحددارای پارکینگ .ابناری13سال ساخت تميزکف سراميکنما سنگآشپزخانه ام دی افآدرس مسکن:تهران نو.ميدان امامت.خیابان جدیدی.بعد از بیهقی.پلاک 74 مسکن طالبیمشاور و امين شما آزادی

ادامه مطلب  

1034  

هنوز هم به این بد مستي معتادم، عجیب من از دنیای واقعی و آدم هاي واقعی دور ميکنه...
فکر تمام پاییز و این هفته ی گذشته رو به رمان خوندن سپری کردم، بد مستي که گاهی افسردگی در پی داره، شادی کاذب و حس خوب زودگذر، دیشب که دلتنگ شدم، به خودم برگشتم که فکر مي کردم موضوع برام حل شده و حالم خوبه اما هیچی حل نشده یعنی تا حرف نزنی هیچ چیز حل نخواهد شد و چه ميل عجیبی در من هست برای سکوت از این بابت، فرار کردن به روبرو شدن با واقعیت ترجیح دادم، فرار از قضاوت کرد

ادامه مطلب  

این اشتباهات حتی در خواب هم چاق‌تان می‌کنند  

این اشتباهات حتی در خواب هم چاق‌تان مي‌کنند تصور بیشتر مبتلایان به اضافه وزن و چاقی این است که اتخاذ یک رژیم غذایی فقیر و سبک زندگی بی حرکت، منجر به افزایش وزن در آنها شده است. به گزارش جام جم آنلاین به نقل از آوای سلامت، برای خیلی از افراد این نکته روشن نیست که بین ابتلا به چاقی و عادات غلط قبل و حتی حین خواب، ارتباط بسیار تنگاتنگی وجود دارد. ورزش شبانه: درست است که سبک زندگی بی حرکت خود عاملی برای ابتلا به چاقی محسوب مي شود، ورزش بیش از حد د

ادامه مطلب  

امروز یا دیروز ؟ مسئله اینست !  

کلن همچین روز باحالی نبود، انقدر حالم مکدر بود که فقط خوابیدم، تا ظهر خوابیدمو بعدشم که ناهار خوردم ساعت 3 اینا تا 6 مُردم و بازم دلم مي خواست بخوابم نه که لذتی ببرم ها نه، فقط اینکه زودتر تموم شه ... حوصله م چنان سری رفته بود و رفته و دلتنگی چنان به همه جام فشار آورده بود و آورده که ترجیحم فقط بر کپیدن بود که شاید تو خواب خواب اونایی که دلتنگی م داره امونمو مي بره ببینمو یه کم بهتر شه حالم که خوابم که مي بینم وقتي پا ميشم بهونه شونو مي گیرم ...
تنها

ادامه مطلب  

کمربند شکارچی  

اتوبوس چیز عجیبی ست. چیزی به وسعت زندگی. عبور و گذر دارد، ایست دارد، کندی و سرعت دارد. آدم‌هاي زیادی از هر دست و هر شکل و شمایلی ميبینی که فقط در همين مسیر با تو هم‌سفرند. باهاشان حرف مي‌زنی گاها، برخی کوتاه و برخی بلند. هرکسی کاری مي‌کند در اتوبوس. يکي ميخوابد، آن يکي بیرون را نگاه مي‌کند، يکي با گوشی‌اش ور ميرود. هرکسی جایی پیاده مي‌شود. يکي زودتر و يکي دیرتر. بعضی‌ها چمدان بزرگ دارند و برخی ساک کوچک. يکي مي‌گوید گرم است. آن يکي سردش اس

ادامه مطلب  

با تو دلم ...  

محمد! 
امشب باید در کنار تو ميبودم ! اغوش تو ارامشمه ! 
محمد! من از کی معین زد گوش ميکردم !؟ تو از کی در من مقیم شدی؟
محمد! باید کنار تو باشم ! من باز دلم یاد تو را کرد ! برای تنهايی ِ هر 
دو تا مون ! 
باید کنار تو باشم بذای شادی ِ هردوتامون ! پنجره را باز کنی! 
یک ذره لبخند بزن ! با تو دلم ....

ادامه مطلب  

پدرم  

در همان نگاه اول معلوم بود که چقدر پیر و تکیده شده اند. اگر چه مامانم وضع بهتری داشت. بابام انگاری جوجه شده بود. با آن دستان انگشتان بزرگ که تنها چیزی بود که از سایز بزرگ از تنش باقی مانده بود. بقیه پیری بود که جلوه مي نمود و گلوی آدم را این واقعیت تلخ ميفشرد که پیری لاجرم از راه رسید. پوست پشت بازویش کشیده مي شد و آویزان مي نمود. پاهايش از خواب که برميخواست نای راه رفتن نداشت و دائم مي گرفت. موهايش را هم کوتاه کرده بود. چقدر دلم تنگ مي شود. دائم نگ

ادامه مطلب  

روزمرگی‌های سالم برای قویت ذهن  

 
✍ متاسفانه سلامت ذهن و روان همچنان عنصری ناشناخته برای اغلب مردم است.به گزارش پایگاه msn، راه‌هاي روزمره و بسیار ساده برای داشتن یک ذهن سالم از این قرارند:1 صبحانهخوردن: صبحانه منجر به بهبود عملکرد شناختی، حافظه و تمرکز بهتر مي‌شود. شکی نیست که صبحانه بهترین غذا برای مغز است.2 نوشیدنچایسبز: يکي از سالم‌ترین نوشیدنی‌ها که سرشار از آنتی اکسیدان و آلکالوئیدها است و به عملکرد مغز کمک مي‌کند، چای سبز است. این نوع چای به کاهش سطح افسردگی و است

ادامه مطلب  

دل من!  

هوالصبور
السلام علیک یااباصالح
هميشه وقتي حال آدم خوبه  يکي ....
بگذریم..
غصه نخوردل من!
ميگذره
مثل اینهمه سال که گذشت
مثل مستي روزهاي خوشی که داشتی وگذشت
غصه نخورميگذره دل من!
ولی یه روزهاي خوبی هم توراهه
روزهايی که اگه برای توخوب نباشه برای آدمهاي دنیاخوبه
وتوهميشه دلخوشیهاتوبه شادی دل آدمهاي دنیافروختی
وقتي اروم ميشی بدون ضررنکردی
--------------
-----------------
بابایی دلم خوشه که هرپنجشنبه ميام پیشت وکلی کنارت ميشینم
امااین روزهاآدمهاي زیادی نیازب

ادامه مطلب  

Amusing land  

بچه ها دلم ابنجا رو خواست. امروز  کلی اتفاق عجیب غریب افتاد. خدا رو شکر همشون رو رد کردم. ميگم براتون بعدا.
روزی که زلزله اومد من دراز کشیده بودم رو تختم یدفه صدای باز و بسته شدن در کمد اومد فکر کردم داداشم اومده داره لباس برميداره، دقت کردم دیدم زمين داره ميلرزه؛ از شدت لرزشش در کمد داره باز و بسته ميشه. جیغ زدم پریدم بیرون و داداشم رو صدا کردم. داداشم اومد سریع و من از قیافش فهميدم خواب بوده. گفتم امير بخدا داره زلزله مياد! گفت ميدونم.و ما همين

ادامه مطلب  

 

به نام خدا
 
معلمي مثل خواب مي ماند. خواب هاي کوتاه شیرین عصرگاهی که گاهی آنقدر عميق مي شود که همه خستگی روز را تنت مي تکاند. 
از وسط زندگی آشفته و ذهن آشفته تر سمت مدرسه راه مي افتم. لحظه ورود هم هنوز غصه ها و نگرانی ها هم راهم هست. چادرم را که روی جالباسی مي گذارم ذهنم درگیر کلاس پیش رو شده. راه کلاس را که در پیش ميگیرم، تک تک صورت هاي خندان وسط راهرو حواسم را پرت مي کنند. در کلاس را که مي بندم و بچه ها مي نشینند دیگر همه تصاویر قبلی پاک شده. یک آدم

ادامه مطلب  

کار یدی  

از اینکه ظرفیت به خرج دادید ممنونم.
نظرات باز است اغلب،
که هم منتظر تایید من نشید،
هم اینکه دور هم باشید، تا بگذره زمان
وقتي ظرفیتش هست، چرا ببندمش؟!
عصر باید پاشیم بریم اعلاميه بچسبونیم! شهر کوچیکه و هنوز کاغذ باید چسبوند به در و دیوار. روزنامه و تلگرام و الخ مد نشده هنوز.
شهرداری، نميفهمه ممر درامدش کجاست! این يکيو هنوز نفهميده است گویا.
خواب دم ظهر، تو سایه روشن افتاب اتاق ....
 
 
 

ادامه مطلب  

زلزله :/  

الان همزماان دارم اینجا ميتایپم 
و به سخنان دوست گلم در اونور نقشه ی ایران گوش ميدم 
که چجوری از خواب پریدن و فهميدن زلزله شده :)))))))
خدا حفظش کنه بانمکه !
گرسنم شده (!) اما ميدونم احساسیست الکی ؛))
مامان خانومي سرماخوردن الانم از خواب پریدن :|
دوستم ميگه چرا شب زلزله ميشه !!!! راستم ميگه روز بیاد حداقل مردم حال فرار کردن 
داشته باشن خب !
ولی الان نتیجه گرفتیم چه روز بیاد چه شب دوتاش بد ! همون ول کنه نیاد :/
 
امشب رفتم وبگردییییی (!) دوتا وب قشنگم دیدم

ادامه مطلب  

آگهی ترحیم  

خبری از عید نبود اما هوس سبزه زدن به سرم زد، مخصوصا اینکه تا به حال این کار را نکرده بودم. چندتایی ماش گذاشتم کنار برای خیساندن. جوانه که زدند سر از پا نمي شناختم. حس مي کردم بخشنده ی حیات به تعدادی سلول بی خبر شده ام و به این دنیا زندگی جدید آورده ام. هنوز هم همچین حسی دارم گرچه. چند روز بعد از جوانه زدنشان، یک روز از خواب بیدار شدم و به سراغشان رفتم. چنان در مقابل آفتاب قد علم کرده و تازه و سر حال بودند که در پوست خود نمي گنجیدم. منتها از فردای آن

ادامه مطلب  

343  

وقتي الناز آتوهايی که اخیرا از یه بنده خدایی گرفته بودم رو شنید، در کمال صداقت گفت :
+ واااای نازنین تو خیلی باهوشی... بدبخت اونی که گیر تو بیاد!!
و بعدش که برا شیما تعریف کردم اونم تعجبش برده بود ازین همه نکته سنجی و به عبارتی حساسیت بنده!
غرض از بیان این موضوع تعریف از خود نبود!
خواستم بگم من فقط :احمق " نیستم همين!

ادامه مطلب  

یک نفر ....  

یک نفر باید باشد که بدون ترس هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز را تعریف کنی ...تمام حرف هايی که دارد آرام آرام درونت ميگندد را به زبان بیاوری،از آن حرف هايی که شب ها موقع خواب به بی رحمانه ترین شکل ممکن به سرت هجوم مي آورند!و رسالتشان این است که خواب را از تو بگیرند ...حرف هايی که وسط قهقهه هم اگر یادشان بیوفتی لال ميشوی؛یک نفر که وقتي تو دهن باز کردی نگوید آره ميدانم ، اصلا یک نفر باشد که هیچ چیز نداند ...یک نفر باشد در این دنیا که نصیحت را بلد نباشد ...

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >