انشاي احمد

خوشحال بود
خنده را مي‌شد روي لب‌هايش ديد
نه
در تمام چهره‌اش
وقتي به سرعت از پله‌هاي مدرسه پايين مي‌آمد
و به سويم مي‌دويد

انشاء نوشته بود
البته الآن ديگر آن همزه تهش را نمي‌گذارند
در رسم‌الخط جديد
انشا يعني
دو صفحه و نيم
در كلاس خوانده
طولاني‌ترين انشاي كلاس
معلّم جايزه داده
تشويق كرده
تشويق هم دارد البته
اين مقدار نوشتن
در اين سن كم...



قبلاً درباره نوشتن سيدمرتضي هم چيزي نوشته بودم
اين‌جا
و درباره اولين نوشته سيده‌مريم
در اين‌جا

اساساً نظام آموزشي تحوّل يافته است
كودكان
در همان دوره ابتدايي
نوشتن را مي‌آموزند
نوشتني كه بخشي از توانايي مورد نياز براي فعاليت‌هاي اجتماعي‌ست
يكي از چهار مهارتي كه بايد فراگرفت
خواندن، نوشتن، صحبت كردن و شنيدن
دو تاي آخر را اول در خانه آموخته
دو تاي اول را مي‌بايست در مدرسه آموخت
در كودكي ِ ما
بيشتر خواندن بود
امروز اما
نوشتن هم كتابي مستقل دارد
و كودكان ما آن را مي‌آموزند
و اين خيلي خوب است!


بزرگان ما تأكيد زيادي بر «نوشتن»‌ داشته‌اند
و آن را ارج نهاده‌اند:

امام صادق ع: «وَکَذلِکَ الْکِتابَةُ الَّتى بِها تُقَيِّدُ اَخْبارُ الماضِيْنَ لِلْباقينَ وَ اَخْبارُ الْباقينَ لِلآتينَ وَ بِها تُخلِّدُ الْکُتُبُ فِى الْعُلُومِ و الآدابِ وَ غَيْرِها و بِها يَحفِظُ الاِنْسانُ ذِکْرَ ما يَجْرى بَيْنَهُ وَ بَيْنَ غَيْرِهِ مِنَ الْمُعامِلاتِ وَالْحِسابِ، وَ لَوْلاهُ لانَقطَعَ اَخْبارُ بَعْضِ الاَزْمِنَةِ عَنْ بَعض، وَ اَخْبارُ الْغائِبينَ عَنْ اَوْطانِهم، وَ دَرَسَت الْعُلُوم وَ ضاعَتِ الآدابُ، وَ عَظُمَ ما يَدْخُلُ عَلَى النّاسِ مِنَ الْخَلَلِ فى اُمُورِهِمْ وَ مُعامِلاتِهِمْ، وَلا يَحتاجُونَ اِلَى النَّظَرِ فيهِ مِنْ اَمْرِ دينِهِمْ وَ ما رُوِىَ لَهُمْ مِمّا لايَسَعُهُمْ جَهْلُهُ»
امام صادق عليه‌السلام: همچنين (يکى ديگر از نعمت هاى الهى) کتابت و نوشتن است که به وسيله آن اخبار گذشتگان براى موجودين، و اخبار موجودين براى آيندگان نگهدارى مى شود، و نيز به وسيله آن کتابها در علوم و آداب مختلف جاويدان مى گردد، و نيز از طريق آن قراردادها و معاملات و حساب هايى که ميان انسان و ديگران است حفظ مى شود، و اگر کتابت نبود رابطه خبرى بعضى از زمان ها از بعضى ديگر قطع مى شد، و نيز پيوند کسانى که در وطن خود نبودند از هموطنانشان بريده مى گشت، علوم و دانش ها از بين مى رفت، آداب و رسوم و سنّت ها ضايع مى شد، و در امور مردم و معاملات و آنچه از امر دين نياز به آن داشتند و رواياتى که براى آنها ذکر مى شد و آگاهى بر آن لازم بوداختلال شديد ظاهر مى گشت. (بحارالانوار، ج58، ص257)


منبع این نوشته : منبع
اَخْبارُ ,براى ,بِها ,ديگر ,نوشته